دکتر محمود حسابی

 

سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستين فيزيک پيشگان ايرانی دوران معاصر است.

سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سيد عباس و گوهرشاد حسابي) در تهران متولد و پس از سپری نمودن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و همزمان, توسط مادر فداکار, متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.

 

 

محمود چهار ساله بود و محمد برادرش پنج ساله كه پدربزرگ شان آقاي علي حسابي ملقب به حاج يمين الملك يا معزالسلطان كه مدتي كنسول ايران در روسيه و بعد در بغداد بود ماموريت جديد خود يعني سركنسولي ايران در شامات (سوريه ،لبنان و اردن ) را به پسرش معزالسلطنه سپرد بدين ترتيب معزالسلطنه سفير كبير ايران در دولت عثماني شد و موظف شد به سرعت خودش را به بغداد برساند. سفر ناگهاني خانواده به بغداد ،همه برنامه هاي زندگيشان را تغيير داد.بايد با اسب و قاطر و گاري سفر مي كردند و به سختي خودشان را به پايتخت عثماني مي رساندند و چون هر روزه ده يازده كيلومتر بيش تر پيش نمي رفتند،سفر خسته كننده شان حدود يك سال طول كشيد.خانواده حسابي يك سال هم در بغداد ماندند و بعد عازم شامات،محل اصلي ماموريت پدر محمود شدند و در بيروت سكونت گزيدند.سال اول ،سال خوبي بود و بچه ها در كنار پدر و مادر زندگي آرام و راحتي داشتند.اما به زودي پدر شروع به نامه نگاري كرد تا راهي پيدا كنند و به ايران بازگردد و پست و مقام مهم تري بگيرد.اين تلاش ها به زودي نتيجه داد و معزالسلطنه به گوهر شاد خانم گفت :كارمان درست شد.بايد برگرديم،ولي بهتر است بچه ها را همين جا به دايه بسپاريم.اين جا ماندن برايشان بهتر است.

-چرا؟

- اين جا به اروپا نزديك تر است و امكانات تحصيلي خوبي هم دارد.مي خواهم بچه ها با علوم روز آشنا شوند.

اما مادر قانع نمي شد .نمي توانست بچه هايش را به اميد يكي دو دايه رها كند و خودش براي زندگي بهتر به ايران بازگردد.پس پدر به تنهايي به ايران بازگشت و براي اينكه راه پيشرفت و ترقي و كسب مقامات بالاتر را هموار كند تصميم به ازدواج مجدد گرفت . اين وصلت او را به دربار قاجار نزديك تر مي كرد.البته همسر جديد براي فراهم كردن زمينه ي اين نزديكي ،شرطي هم گذاشته بود،شرط او اين بود كه پدر محمود خرجي خانواده اش را قطع و آن ها را از منزل سفارتي بيرون كند.معزالسلطنه، سرانجام به اين پيشنهاد تن داد و با اين تصميم وحشت ناك او محمود و برادر و مادرش در فقر و تنگدستي فرو رفتند، اما گوهرشاد، كه مادري فداكار و متدين و با همت بود،تصميم گرفت،به رغم همه سختي ها،به هر ترتيبي كه شده ،بچه هايش را بزرگ و به بهترين شكلي تربيت كندو چنين بود كه محمود در دامان اين مادر فاضله،قرآن كريم و ديوان حافظ را خواند و از بر كرد.بعد بخشي از گلستان و بوستان سعدي را حفظ كرد و سپس منشات قائم مقام و مثنوي مولانا و شاهنامه فردوسي را آموخت،به گونه اي كه قبل از ورود به مدرسه،بسياري از درس هايي را كه بايد در مدرسه مي آموخت،از مادر خود آموخته بود.در اين بين ،تنها كسي كه به اين خانواده ي مظلوم و درمانده كمك مي كرد و همچون فرستاده اي از سوي خداوند به داد آن ها مي رسيد.حاج علي ،مستخدم سفارت بود. مادر محمود توانست با كمك او دو فرزندش را در مدرسه فرانسوي بيروت نام نويسي كند.اين مدرسه را كشيش هاي فرانسوي اداره مي كردند و تنها مدرسه اي بود كه در آن از دانش آموزان شهريه نمي گرفتند.

 

تحصیلات

شروع تحصیلات متوسطه‌ او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. همچنین در رشته‌های پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.

شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وي را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شد.

هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد.

به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت نمود.

حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب كرد که از جمله می‌توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود. ضمنا با کمک تنی چند از دانشجویان خود در دانشسرای عالی توانست تغییراتی در کاسه سه تار (سازی ایرانی) ایجاد نماید.

 

دکتر حسابی در دانشگاه پرینستون آمریکا تحت نظر پروفسور انیشتین فرضیاتی درباره «بی نهایت بودن ذرات» و «عبور نور از مجاورت ماده» ارایه نمود. سپس در دانشگاه شیکاگو برای اثبات فرضیه هایش آزمایشاتی انجام داد.

این دانشمند فرزانه علاوه برفارسی ، بر چهار زبان زنده دنیا یعنی عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و همچنین در تحقیقات علمی خود از زبانهای سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی (زبان ایرانیان باستان)، اوستایی، ترکی، ایتالیایی و روسی استفاده می نمود.

پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, و‌ی را به عناوین شایسته پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف نمود . ایشان همچنین به دریافت بالاترین نشان علمی فرانسه مفتخر گردید. وی درسال 1990 به عنوان «مرد اول علمی جهان» برگزیده شد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که در ذیل به مواردی اشاره شده است:

 

اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)

پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور

پایه گذاری دارالمعلمین عالی

پایه گذاری دانشسرای عالی

ساخت اولین رادیو در کشور

راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور

راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور

راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور

راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران

محاسبه و تعیین ساعت ایران

پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»

شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی

تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران

پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری شورای عالی معارف

پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران

پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی

پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی

پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران

پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران

پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز

پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان

پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی

پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران

ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)

تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد

تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت

پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)

راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور

ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران

ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

در ديار غربت از زبان پروفسور : بعد از اينکه ما در بيروت بي پناه شديم زندگي سختي را پشت سرگذاشتيم بايدکجا مي رفتيم آن هم در کشور غريب که هيچ کس را نمي شناختيم . تمام اثاثيه ما را پشت ديوار سفارت ريخته بودند و من و برادرم و مادرم کنار اثاثيه نشسته بوديم و بايد واقعيت را قبول مي کرديم . از ته دل به خدا پناه آورديم و چيزي از درون به ما مي گفت که خدا به فريادمان خواهد رسيد . همان که گفته شد کنسولگري ايران در بيروت مستخدمي داشت به اسم حاج علي که همشهري ما بود وقتي ما را با آن حال و روز ديد علي رغم خطراتي که براي ايشان داشت ما را به خانه خودش برد و با احترام بسيار زيادي از ما استقبال کردند و ما ساکن اتاق سرايدار کنسولگري بوديم و بايد حرفها و نگاه هاي اعضاي سفارت خانه و خانواده آنها را که خرد کننده بود را تحمل می کردیم ، خوب چاره اي نبود چه مي شود کرد؟ با اين حال سختي هاي بسيار زيادي را متحمل شديم و در حالي که با کمک حاج علي زندگي را مي چرخانديم گاهي هم مادر از فروش جواهرات خود برای کمک به معیشت استفاده مي کرد.

اما يک روز که ما مشغول بازي بوديم ناگهان صداي جيغ مادر بلند شد و همگي ما را به داخل اتاق کشانيد با جسم بي جان مادر رو به رو شديم مادر را به کمک حاج علي و دخترش به پزشک محلي برديم و دکتر بعد از معالجه گفتند که او سکته کرده و از گردن به پايين فلج است دنيايي از غم سراسر وجودم را فرا گرفت و با خود گفتم مادر به خاطر من و برادرم سکته کرد وقتي ديد که ديگر عرصه تنگ شده و پولی برای هزينه برايمان نمانده است.

 

درگذشت

او تا آخرین لحظات عمر خود در راه علم سپری کرد به طوری که در سالهای آخر کتاب را از فاصله چند سانتیمتری مطالعه می نمود . پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي،‌ بدرود حيات گفتند ، مقبره ايشان در شهر تفرش قرار دارد .

 

نانو تکنولوژی چیست؟

 

نانو تکنولوژی یعنی فناوری یک میلیاردم متر یا تکنولوژی اتمها . در زبان یونانی نانو بمعنای کوتوله و معادل یک میلیاردم  می باشد یعنی 50000 بار نازکتر از ضخامت یک تار مو یعنی اندازه چندین اتم.

اگر انسان به این اندازه بزرگ شود 2 میلیون کیلومتر طول قد او می شد یعنی به اندازه 5 برابر فاصله ماه تا زمین.

قطعات الکترونیکی هر روز کوچکتر می شوند . ما از لامپهای رادیوهای پدربزرگهامان به اجزای نیمه رسانا در مدارهای الکترونیکی رسیدیم ونهایتا کیتها ساخته شد که شامل میلیونها ترانزیستور می باشند. صنایع میکرو الکترونیک از بزرگ به کوچک رسیده اند روش کل به جزء ولی در نانوتکنولوژی از جزء به کل می رسند و بدین ترتیب می توان ساختارهای جدیدی ساخت این مواد که خواص جدیدی دارند مواد هوشمند نامیده میشوند

بطور مثال اگر یک سطح ساخته شده از مولکولهای آب گریز داشته باشیم این سطح خودش را تمیز می کند چون آب با سطح برخورد نمی کند و آلودگی را از خودش دور می کند . دلیل خشک ماندن سطح برگ نیلوفر آبی نیز همین است.آب روی شیشه معمولی پخش می شود ولی  آب روی سطحی با ساختار نانو نمی ماند با یکنواخت سازی سطوح می توان سطحی کاملا ضد خش را بوجود آورد . امروزه پنجره هایی ساخته می شود که شفافیتشان با جریان الکتریسیته تغییر می کند یا شیشه هایی که در دماهای بالا عایقند .

رسیدن به ماده را از اتمها شروع می کنیم فرض کنید می توانیم آنها را ببینیم و ابزار لازم را در اختیار داریم ( میکروسکوپ قرن 21 بر اساس پدیده کوانتوم ) . رد شدن توپ از دیوار در مکانیک کلاسیک غیر ممکن است ولی در مقیاس اتمی الکترونها می توانند از لایه ها و ساختارها رد شوند ، اساس کار این میکروسکوپ همین است . به کمک این وسیله سطح مواد را در مقیاس اتمی بررسی میکنیم قلب میکروسکوپ موازی سطح ماده حرکت می کند البته ماده باید رسانای جریان الکتریسیته باشد هرگاه نوک میکروسکوپ از روی یک اتم رد شود الکترونها از ماده وارد نوک میکروسکوپ می شوند بدین شکل جریان ضعیفی بوجود می آید هر چه این نوک به ماده نزدیکتر شود جریان قویتر می شود این جریان را بر حسب ارتفاع محاسبه می کنند نقطه به نقطه و خط به خط این کار انجام می شود و به این شکل تصویر توپوگرافی از سطح ماده بدست خواهد آمد. این تصویر کاملا دقیق بوده و می توان بوسیله آن نه تنها ماده را در مقیاس اتمی دید، بلکه می توان در مقیاس اتمی روی آن کار کرد .

در حقیقت میکروسکوپ الکترونی دقیقترین و بهترین ماشین ابزار دنیاست . با دادن بار الکتریکی می توان اتمها را یک به یک حرکت داد به این ترتیب می توان اجسام بزرگتری ساخت مانند آجر برای ساختن خانه ، قفسه ، سیم ، لوله در مقیاس نانوسکوپی . با استفاده از اتم کربن می توانیم ساختارهایی را بسازیم که قبلا وجود نداشتند.

یکی از ساختارهایی که از کربن می شناسیم گرافیت است که در آن اتمهای کربن بصورت شش ضلعی کنار هم قرار گرفته اند و ساختار ورقه ای ایجاد کرده اند . ودیگری الماس که در آن اتمهای کربن شکل چهارضلعی دارند و در سه جهت فضا تکرار شده اند .

ساختار جدیدی از کربن فولرن است که شامل 60 اتم کربن می باشد. باکی بال شناخته شده ترین فولرن استکه شبیه توپ فوتبال امی باشد و از 20 شش ضلعی و 12 پنج ضلعی ساخته شده است . لوله های بسیار باریک کربنی انواع مختلف فولرن می باشند که به نانوتیوب یا نانو لوله معروفنداین لوله ها بسیار مقاومند وقطر آنها حدود 1/4 نانومتر و طول آنها حدود 10-20 میکرون است در مقیاس اتمی میکرون طول زیادی است ولی در مقیاس معمولی خودمان 100000 بار نازکتر از مو !

برای ساخت لوله های کربنی دمای زیادی نیاز است تا اتمها بتوانند با هم ترکیب شوند که این دما از طریق سوختن گاز استیلن تامین می شود .

یکی از مقاومترین الیافی که بشر ساخته 6 بار از فولاد سبکتر ولی مقاومت آن 100 برابر فولاد است.

محققینی که قوه تخیل قوی دارند به فکر ساخت کابلهایی هستند که بتوان بوسیله آن به فضا رفت.

کاربرد عینی تر آن تلاش برای ساخت پروتزهای استخوان است از آنجا که این پروتزها از کربن هستند با بدن سازگاری دارند.

شیمیدانها و زیست شناسها بمنظور تشکیل خودبخودی درشت مولکولها بدنبال راههایی هستند که مولکولها در مکان مورد نظر آنها قرار گیرد .

سطحی را در نظر بگیرید که مولکولها بر روی آن دو منطقه با خواص متفاوت بوجود می آورند . سپس مولکولهایی فرستاده می شوند که یک منطقه را می شناسند و با بار الکتریکی متصل می شوند . سپس سری بعدی مولکولها فرستاده می شود که روی سری قبل قرار می گیرند و کار ادامه پیدا می کند بدین ترتیب می توان سطوح واسطه ای بین مدارهای الکترونیکی دارای لایه ها و بافتهای زنده درشت مولکولها برقرار کرد یعنی می توان بافتهای زنده را به کامپیوترها متصل کرد.

با ربط دادن زیست شناسی به کامپیوترها می توان نابینا را بینا و ناشنوا را شنوا کرد ویا داروهایی را در شرایط بدنی هر بیمار آزمایش کرد.

برای نانوتکنولوژی باید یک شیمیدان ، زیست شناس ، فیزیکدان ومهندس الکترونیک بود .

محققان رویای نانو روباتها را دارند که می توانند سلولهای آلوده را شناسایی کنند و از بین ببرند . نانو اجزایی که دارویی هستند و روی ویروسها اثر می کنند.

 

نانو چیست؟

 همین‌طور که خودتان بهتر می‌دانید، نانو واحد اندازه‌گیری، برابر با یک میلیاردیم متر یا 9-10 است. در اصل کلمه "نانو" یک واژه یونانی بمعنای "قد کوتاه"! می‌باشد.(نه به اندازه یک میلیاردیم متر!). برای تصور این اندازه می‌توان گفت که نانو برابر با یک هزارم قطر موی انسان است.

 

تکنولوژی چیست؟

 توانایی استفاده از منابع برای تبدیل آن‌ها به محصول(کالا یا خدمات) یکی از تعاریف تکنولوژی‌ست.

 

نانوتکنولوژی چیست؟

 طراحی، ساخت، توسعه و استفاده از محصولاتی که اندازه آن‌ها در بازه 1nm تا 100nm قرار دارند را نانو تکنولوژی گویند. در حقیقت اینجا صحبت از ریز شدن است که این کار تماس بیشتر، فعالیت بیشتر و افزایش مساحت را ممکن می‌سازد. نانو یک مقیاس جدید در فناوری‌ها و یک رویکرد جدید در تمام رشته‌ها است و این توانایی را به بشر می‌دهد تا دخالت خود را در ساختار مواد گسترش دهد و در ابعاد بسیار ریز به طراحی و ساخت دست بزند و در تمام فن‌آوری‌هایی که بشر در حال حاضر به آن دست یافته، اثر بگذارد.

انقلاب نانو از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

 کوانتم نظری انقلاب نانو به حدود 40 سال قبل بر می‌گردد، زمانی که در سال 1959 "فایمن" در هنگام گرفتن جایزه نوبل، نظریه جدیدی مطرح کرد!(بابا عجب خوره‌ای بوده!) او در سخنرانی معروف خود در همان سال به عنوان "فضاهای زیادی در پایین وجود دارند" به بررسی بعد رشد نیافته مواد پرداخت. فایمن فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فراگرقته‌اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه‌ها را در مقیاس‌های کوچک بسازند، پس ما خواهیم توانست آن‌ها را کوچک و کوچک‌تر کنیم. او در ذهن خود یک دکتر مولکولی تصور کرد که صدها بار از یک سلول کوچک تر است و می‌تواند به بدن انسان تزریق شود ‌و درون بدن به مطالعه سلامت سلول‌ها و انجام اعمال ترمیمی بپردازد!

 

کاربردهای نانوتکنولوژی:

1) تولید مواد و محصولات: نانوتکنولوژی تغییر بنیادی مسیری است که در آینده موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک‌های ساخنمانی نانو، با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و چیدن آن‌ها در ساختارهای بزرگ‌تر که دارای خواص و کارکرد منحصر بفرد باشند، انقلابی در مواد و فرآیندهای تولید آن‌ها ایجاد می‌کند که محققین قادر به ایجادشان نبوده‌اند. مواد سبک‌تر، قوی‌تر، قابل برنامه‌ریزی و کاهش هزینه عمرِِِ ِکاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، از مزایای نانو ساختارها می‌باشد.

 

2) پزشکی و بدن انسان: فراتر از آسان‌کردن استفاده بهینه از دارو و کپسوله کردن داروها( PLA,PLGA) نانو‌تکونولوژی می‌تواند فرمول‌هایی برای رهایش دارو(Drug Deliverg) تهیه کند که به نحوه حیرت‌انگیزی توان داروها را افزایش می‌دهد.

 

3) نانو در طراحی و ساختن مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در‌ برابر ‌حرارت که مورد نیاز هواپیماها، راکت‌ها، ایستگاه‌های فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره‌ای یا خورشیدی، نقش تعیین کننده‌ای دارد و با توجه به اینکه محیط فضا دارای نیروی جاذبه کم و خلا زیاد است، با نانو می‌توان ایجاد ساختارهایی که در زمین ممکن نیست را در فضا میسر کرد.

 

4) با استفاده از این فن‌آوری می‌توان ظرفیت ذخیره‌سازی اطلاعات را در حد 1000 برابر یا بیشتر افزایش داد. به طور مثال با این فن‌آوری می‌توان 50 عدد DVD را در یک هارد دیسک به ابعاد یک کارت اعتباری ذخیره کرد.

دیگر مزیت‌های نانو: نانوتکنولوژی موجب تغییرات شگرف در استفتده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد. آلودگی آب را کاهش خواهد داد. امکان بازیافت و استفتده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهد کرد.

در زمینه انرژی نیز نانو تکنولوژی می‌تواند به طور قابل ملاحظه‌ای کارایی، ذخیره‌سازی و تولید انرژی را تحت تاثیر قرار داده و مصرف انرژی را پایین بیاورد.

 

از مزایای تولید با اجزای ریز:

- دقت زیاد (حتی در حد یک اتم)

- اتلاف انرژی حداقل

- حداقل ایجاد

- حداکثر استفاده از منابع اولیه

تاثیر اقتصادی نانونکنولوژی: برآورد بازار نانو در تقسیم‌بندی آینده کشورها مهم است. بازار فن‌آوری نانو در سال 2005 حدود 200 میلیار دلار بوده و رشد سالانه آن تا سال 2011 حدود 30 درصد خواهد بود.

صنعت دارو: 100 میلیار دلار | صنعت نیمه‌هادی: 100 میلیار دلار | مصرف انرژِی: 100 میلیار دلار | کاتلیت‌ها در صنایع شیمیایی و نفت: 100 میلیار دلار | مواد و فرآیند‌های نانو ساختاری: در حد 340 میلیارد دلار! | محصولات هوافضای حاصل از نانوتکنولوژی: 70 میلیار دلار

 

نتیجه اخلاقی: بسیاری از صاحب‌نظران، نانوفن‌آوری را مساوی آینده دانسته‌اند. به‌دلیل تاثیرات این تکنولوژی بر اکثر صنایع و تکنولوژی‌های موجود، متخصصان رشته‌های مختلف بدون گرایش به مباحث نانو، در دهه‌های آینده فرصتی برای رشد نخواهند داشت. به همین دلیل این مساله برای دانشگاهیان و محققان هر کشور ضروری است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که اولویت هر کشور در صنعت و فن‌آوری است و بدون تسلط بر ابعاد نانو، در صنعت و فناوری دنیای جدید حرفی برای گفتن نخواهد داشت.

 

نانو ذراتِ سيليس

مقدمه:

نانوذرات به علت کاربردهاي متعدد در صنايع مختلفي مانند صنايع آرايشي ـ بهداشتي، صنايع اُپتيکي و الکترونيکي، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌اند.

 

دانشمندان در دههﻫﺎي گذشته نيز با فناوري توليد نانوذرات آشنا بودند، اما از آنجا که ابزارهاي آزمايشگاهي لازم هنوز اختراع نشده بود، نمي‌توانستند به اقدامات عملي در اين زمينه دست بزنند. در دهة 1990، محققاني که ذرات ميکرومتري را تهيه ﻣﻲکردند، در گزارش توزيع اندازة ذرات آزمايش‌شده، به وجود ذرات نانومتري نيز اشاره نموده‌اند.

 

سؤال جالب اين است که دانشمندانِ يادشده، در چه شرايطي و با چه ابزاري ذرات نانومتري را سنتز کرده‌اند. شما در کتابﻫﺎي شيمي خود با مفاهيم «هيدروليز» (هيدروليز واکنشي است که در محيط آبي منجر به يونيزاسيون ماده ﻣﻲشود) و «پليمراسيون» آشنا شده‌ايد. اين دو فرآيند وقتي با هم صورت مي‌گيرند، فرآيند ترکيبي جديدي را ايجاد مي‌کنند که «روش سُل ـ ‌ژِل» ناميده مي‌شود. اين روش مدتﻫﺎي طولاني براي توليد سراميکﻫﺎي غيرآلي و شيشه‌اي مورد استفاده قرار ﻣﻲگرفت و تا اواسط دهة 90 همچنان روشي مقرون به صرفه به نظر ﻣﻲرسيد. از آن به بعد دانشمندان مختلف توانستند اين نانوذرات را از روشﻫﺎي گوناگون تهيه کنند. بنابراين، ديگر اين روش اقتصادي به نظر ﻧﻤﻲرسيد. از آنجا که بسياري از دانشمندان توانستند نانوذرات سيليس را از منابع طبيعي تهيه کنند، از آن پس ديگر نيازي به استفاده از اين روش با موادّ اولية گران‌قيمت نبود.

 

کاربرد نانوذرات سيليس

 

سيليس در ايران به‌وفور يافت مي‌شود. اين ماده از دو عنصر سيليسيوم و اکسيژن تشکيل شده و از لحاظ ساختاري شبيه ساختار مولکول آب است.

ذرات سيليس در صنايعي چون الکترونيک، کاتاليزورها، پوششﻫﺎ و رنگدانهﻫﺎ کاربرد وسيعي دارند. اما استفادة بسيار از اين ماده خطرناک است و براي کساني که در معرض آن قرار مي‌گيرند مشکلات تنفسي به وجود مي‌آورد.

 

ذرات سيليس

روشﻫﺎي شيميايي سنتزِ نانوذراتِ سيليس پرهزينه‌اند، زيرا مواد مورد نياز در اين روش‌ها گران‌قيمت‌اند. بنابراين، دانشمندان تلاش مي‌کنند تا روش‌ها و منابع مقرون به‌صرفه بيابند.

در سال 2004 زونگ هرنگ ليو (Tzong Horng Liou)، پژوهشگر تايواني، براي اولين‌بار اين ذرات را از شلتوک برنج سنتز کرد که از روش‌هاي بسيار ارزان‌قيمت به شمار مي‌رود.

همان‌طور که گفته شد، در ايران معادن متعددي وجود دارند که کلوخهﻫﺎي سيليس را مي‌توان از آنها استخراج کرد. براي تبديل اين کلوخه‌ها به ذرات ريز چه مي‌توان کرد؟ شايد تصور کنيد که با آسيابﻫﺎي پرقدرت مي‌شود اين کلوخهﻫﺎ را آن‌قدر ريز کرد تا به اندازة نانومتري برسند. گرچه اين روش به نظر معقول و مقبول مي‌آيد، ولي تا به حال آسيابي ساخته نشده است که بتواند پيوندهاي کووالانسي بسيار قوي سيليس را بشکند. بنابراين، براي ريز کردن کلوخة سيليس بايد چارة ديگري کرد. اعضاي گروه شيمي دانشگاه تربيت مدرس موفق شده‌اند با استفاده از پراکندهﻫﺎي شيميايي به ذرات نانومتري سيليس دست يابند. پراکندهﻫﺎ موادي هستند که مانندِ پلي ميان اتمﻫﺎ و مولکولﻫﺎ قرار ﻣﻲگيرند و از ايجاد پيوندهاي قوي بين آنها جلوگيري ﻣﻲکنند.

 

 

 

 

 

کاربردهاي نانوذرات سيليس

 

اکنون سراغ کاربردهاي نانوذرات سيليس ﻣﻲرويم. سيستم کلوئيدي پراکنده‌ها، يعني محلول حاوي ذرات پراکندة سيليس، در صنايع مختلف از جمله در رنگدانهﻫﺎ و کاتاليزورها کاربرد دارد. همچنين از نانوذرات سيليس مي‌توان براي سختي و استحکام پوششﻫﺎي صنعتي استفاده کرد.

يک شرکت ژاپني با استفاده از اين نانوذرات در محصولات مرطوب‌کنندة خود، مشاهده کرد که کرمﻫﺎي جديد خشکي پوستِ مشتريان را درمان مي‌کند. بنابراين، يکي ديگر از زمينه‌هاي کاربرد اين نانوذرات ﻣﻲتواند داروها و لوازم آرايشي و بهداشتي باشد.

کاربرد ديگر نانوذرات، در عايقﻫﺎي حرارتي و عايقﻫﺎي الکتريکي است. با اعمال شرايط خاص، ﻣﻲتوان از اين ذرات که به صورت پودر هستند، ساختارهاي متخلخل به دست آورد. ساختار متخلخل کاربردهاي جالبي دارد و از جمله ﻣﻲتوان از آنها به عنوان تصفيه‌کننده استفاده کرد.


سيليس با ساختار متخلخل

امروزه توانسته‌اند از نانوپودر سيليس با توزيع اندازة ذرات کم، پوليشرهاي مکانيکي و شيميايي توليد کنند. در اين روش، مشکلاتي که در پوليش سطوح با استفاده از اسيدها و پوليشرهاي ديگر وجود داشت، رفع شده است.

 

پوليشر چيست؟
معمولاً براي اينکه سطوح، صاف و صيقلي شوند، از پوليشر استفاده مي‌کنند که معروفترين آنها سُمباده است که فکر مي‌کنم همه اين نوع پوليشر را ديده باشند. پوليشرِ سيليس فناوريِ بالايي دارد و در پوليش کردن صفحة تلويزيون، مانيتور و ليزر به کار مي‌رود. ذرات سيليس بسيار سخت و محکم‌اند و کمتر تغيير شکل مي‌دهند. براي پوليش و زدودن لاية روييِ برخي از مواد هم که سطحشان فعال است و واکنش نشان مي‌دهند، از اين پوليشر استفاده مي‌شود. تا به حال از اسيد براي زدودن اين لايه استفاده مي‌کردند که روش چندان مناسبي به شمار نمي‌رفت.

 

سنتز نانوذراتِ سیلیس به روش سُل ـ ژل

 

فرآيند سُل ـ ژل روش جديدي نيست. در سال 1800 «ابل‌من» به طور اتفاقي مشاهده کرد که تتراکلريد سيليکون - که در ظرف رها شده بود- ابتدا هيدروليز و سپس به ژل تبديل شد. در سال 1950 باب مطالعات گسترده‌اي در سنتز سراميکﻫﺎ و ساختارهاي شيشه‌اي با استفاده از اين روش آغاز شد. شايان ذکر است که با اين روش، بسياري از اکسيدهاي غيرآلي مانند SiO2 ZrO2 , TiO2 , …. سنتز شدند.

در اين فرآيند با استفاده از مواد اوليه، ابتدا سُل تشکيل ﻣﻲشود. سُل محلولي کلوئيدي، حاوي ذرات معلّق است. بعد از اين واکنش، ژل تشکيل ﻣﻲشود. ژل سوسپانسيوني است که شکل ظرف را به خود ﻣﻲگيرد و خواص کشساني از خود نشان ﻣﻲدهد. از مزاياي اين روش ﻣﻲتوان به موارد زير اشاره کرد:

1ـ ابزار انجام آن ساده است؛

  2 ـ سرمايه‌گذاري اولية آن کم و در عين حال کيفيت محصول بالاست؛

  3 ـ خلوصِ محصول به‌دست‌آمده بالاست؛

  4 ـ امکان طراحي ترکيب شيميايي و به‌دست آوردن ترکيب همگن وجود دارد؛

  5 ـ فرآيند را مي‌توان در دماي کم نيز ايجاد کرد.

 

 

از طرف ديگر، با توجه به شکل زير، ﻣﻲتوان مشاهده کرد که با تغيير شرايط، ساختارهاي متنوعي با استفاده از اين روش به دست آيند.

 

مادة اوليه‌اي که در اين روش مورد استفاده قرار ﻣﻲگيرد، الکوکسي سيلان نام دارد. اين ماده از تأثير شبه فلزات بر الکل تهيه ﻣﻲشود. تهية اين ماده بسيار مشکل است و در دنيا دو کمپاني صنايع شيميايي قادر به تهية آن هستند. الکوکسي سيلان ماده‌اي گران‌قيمت به شمار مي‌رود، در عوض، با استفاده از اين مادة اوليه ﻣﻲتوان به محصولاتي با خلوص بالا در مدت زمان کوتاه دست يافت. از سيليسيلت سديم نيز ﻣﻲتوان براي تهية ذرات نانومتري سيليس استفاده کرد. مشکل اين‌ است که خلوص محصولاتِ حاصل از اين مادة اوليه بالا نيست و نياز به شست‌وشوي طولاني‌مدت دارد تا ناخالصيﻫﺎ از محصول نهايي خارج شود.

براي سنتز نانوذرات سيليس، به الکوکسي سيلان، آب و الکل نياز است. از آن‌جا که الکوکسي سيلان در آب حل ﻧﻤﻲشود، بنابراين، بايد از ماده‌اي استفاده کرد که هم الکوکسي سيلان در آن حل شود و هم خود اين ماده محلول در آب باشد. به اين منظور، از الکل استفاده ﻣﻲکنيم. از طرف ديگر، واکنش دو مادة آب و الکوکسي سيلان بسيار کُند است و با افزودن الکل، سيستم رقيق‌تر هم ﻣﻲشود. در نتيجه سرعت واکنش باز هم کاهش مي‌يابد. براي افزايش سرعت واکنش، ﻣﻲتوان از کاتاليزور استفاده کرد. کاتاليزوري را که براي انجام سريع اين واکنش مورد استفاده قرار ﻣﻲدهيم بايد به گونه‌اي باشد که بعد از انجام واکنش بتوان آن را به‌راحتي از سيستم خارج کرد. در گزارش محققان، هم از اسيدها و هم از بازها به عنوان کاتاليزور در سنتز ذرات سيليس استفاده شده است که هر کدام مزايا و معايب خود را دارند.

در محيطي با خاصيت بازي، ذرات تا اندازة 100 تا 200 نانومتر به‌سرعت رشد ﻣﻲکنند و نيروي دافعة جرمي باعث ﻣﻲشود که ذرات جدا از هم باقي بمانند. در محيط اسيدي ذرات در اندازة 2 تا 4 نانومتر متوقف ﻣﻲشوند، ولي در ادامة فرآيند به‌سرعت به هم ﻣﻲپيوندند و ذرات بزرگتر را تشکيل مي‌دهند.

براي سنتز نانوذرات سيليس، از کاتاليزور آمونياک استفاده ﻣﻲشود. از مزاياي آمونياک اين است که نقطة جوش پايين دارد و به‌سرعت از سيستم بيرون مي‌رود. ولي از اسيدهايي چون اسيد کلريدريک، نيتريک و استيک نيز مي‌توان استفاده کرد که نقطة جوش بالايي دارند. بنابراين، خارج کردن آنها از سيستم کار راحتي ﻧيست. از معايب ديگرِ اين کاتاليزورها اين است که باعث ايجاد ليگاندهايي با محصولات ﻣﻲشوند که ديگر ﻧﻤﻲتوان محصول را با همان پيوندهاي شيميايي مورد نظر تهيه کرد.

 

ليگاند چيست؟
ليگاند: در يون کمپلکس، يون‌هايي وجود دارند که يون مرکزي را احاطه کرده‌اند، مثلاً ( CN)
(منظور از يون کمپلکس يوني است که از چند يون تشکيل شده است)

 

روش آزمايش

مقداري آب را با الکل و آمونياک و بقية الکل را با الکوکسي سيلان مخلوط مي‌کنيم. اين دو محلولِ جداگانه را به هم ﻣﻲافزاييم و با هم زدن، سيستم را کاملاً همگن ﻣﻲکنيم. بسته به نسبت مولي مورد استفاده در سنتز اين ذرات، زمان هيدروليز و چگالش متفاوت است. بعد از تهية اين محلول، ابتدا الکوکسي سيلان در محيط آبي هيدروليز ﻣﻲشود. در اين فرآيند گروه هيدروکسيل جايگزين گروه کربوکسيل ﻣﻲشود. اين واکنش همان‌طور که گفته شد در محيط آبي طبق معادلة زير انجام ﻣﻲشود.

 

بعد از هيدروليزِ محصولات، چگالش طبق معادلة زير آغاز ﻣﻲشود.

 

2 HOSi(OR)3   ==>  (OR)3 SiOSi (OR)3 + H2O

                      يا (OR)3 SiOSi (OR)2 (OH) + ROH

 

(R جزء گروه الکيل است.)

در مرحلة پليمريزاسيون گروه سيلانول Si-OH با آزاد کردن آب يا الکل به صورت سيلوکسان Si –O– Si درﻣﻲآيد. سازوکار هيدروليز به اين صورت است که اکسيژن آب به اتمﻫﺎي سيليکون حمله ﻣﻲکنند. آب ابتدا به شکل يونﻫﺎي +H  و ¯OH در مي‌آيد و گروه الکوکسي نيز به صورت -(OR) و Si(OR)3+  تفکيک ﻣﻲشود. سپس -(OH) ناشي از هيدروليز آب جايگزين OR- ناشي از هيدروليز الکوکسي ﻣﻲشود.

بايد خاطرنشان کرد که سرعت اين واکنش با افزودن کاتاليزور تغيير ﻣﻲکند. اگر از کاتاليزور اسيدي استفاده کنيم، سازوکار واکنش اندکي متفاوت خواهد بود. در اين حالت به علت وجود +H در محيط، گروه الکوکسي به‌سرعت پروتونﻫﺎي +H را جذب ﻣﻲکند و چگالي ابرالکتروني سيليکن کاهش خواهد يافت. بنابراين، براي مورد حمله قرار گرفتن توسط مولکولﻫﺎي آب مستعد خواهند شد.

در محيط با خاصيت بازي آب، ابتدا يونﻫﺎي هيدروکسيل ¯OH  توليد خواهند شد. سپس يونﻫﺎي هيدروکسيل جايگزين گروه OR ﻣﻲشوند.

بعد از فرآيند هيدروليز، مونومرها و دي‌مرهاي تشکيل مي‌شوند و به هم ﻣﻲپيوندند. در اين هنگام است که پليمريزاسيون آغاز مي‌شود. اين مرحله ممکن است به اين صورت رخ دهد:

1ـ سازوکاري که منجر به تشکيل آب ﻣﻲشود:

 

2 Ho Si (OR)3    ==>  (OR)3 + H2O

 

2 ـ سازوکاري که منجر به تشکيل الکل ﻣﻲشود:

 

2 Ho Si (OR)3     ==>  (OR)2 OH SiOSi (OR)3 + HOR

 

با افزايش پيوندهاي سيلوکسان، مولکولﻫﺎي منفرد به يکديگر ﻣﻲپيوندند و تشکيل سُل مي‌دهند. سپس دانهﻫﺎي تشکيل‌شده به يکديگر ﻣﻲپيوندند و تشکيل يک شبکة سه‌بُعدي را که همان ژِل است، ﻣﻲدهند.

با خشک کردن اين محلول، ﻣﻲتوان ذرات نانومتريِ پراکنده‌شدة سيليس را تهيه کرد. اگرچه اين فرآيند به‌سادگيِ دو معادلة ذکرشده در بالا نيست (و داراي مراحل مياني زيادي است) ولي هدف از ذکر اين آزمايش چند نکته به شرح زير است:

 

1ـ تهية ذرات نانومتري با استفاده از روشﻫﺎي معمول ﻣﻲتواند انجام شود. فقط کافي است تدبيري انديشيد تا اين ذرات ريزتر باشند و به هم نچسبند. اين فن‌آوري ظرافتﻫﺎي خاص خود را دارد، ولي دور از دسترس نيست؛

 

2ـ با استفاده از روشﻫﺎي آزمايشگاهي ساده، بسياري از مواد مورد نياز کشور را مي‌توان تهيه کرد. زيرا به علت تحريم اقتصادي کشور، قادر به واردات بسياري از اين مواد نانومتري نيستيم؛

 

3 ـ با طراحي يک دستگاه دقيق ﻣﻲتوان اين فرآيند را ادامه‌ داد و در شبانه‌روز به مقدار قابل توجهي از آن در آزمايشگاه توليد کرد.

 

 

 

زنبور عسل يک قاشق کوچک عسل را از شهد 2000 گل مي سازد.

 

-براي اب پز کردن تخم شتر مرغ 2 ساعت وقت لازم است تخم اين حيوان به طور متوسط 18 سانتي متر طول و15 سانتي متر عرض دارد

 

و وزن ان بين g) 200/1) تا 2 کيلو وزن دارد.

 

-نهنگ عنبر داراي بزرگ ترين مغز در بين موجودات است . ووزن مغزش به 9 کيلو نيز ميرسد . اين در حالي است که مغز انسان که در 20 سالگي

 

به حد اکثر وزن خود مي رسد g) 360/1 )وزن دارد.

 

-اشعه مادون قرمز به مه حرارت ميدهد وتا به چيزي نخورد توليد گرما نميکند.

 

-گرم ترين مکان بر روي زمين در ايالت کاليفور نياي امريکا وجود دارد که دماي ان گاهي به 125 درجه سانتي گراد نيز ميرسد .     

 

-حفظ تعادل گربه در سبيل     هاي اوست و اگر سبيل هاي او را ببريم هرگز نمي تواند از درخت بالا رود.يا از سوراخي عبور کند.

 

-حس بويايي پشه ها بسيار قوي است وغذاي اصلي ان ها شيره گياهان است که اين غذا براي نرها کافي است.

 

-ملخ ها پر جمعيت ترين جانداران روي زمين هستند وموجوداتي هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا مي خورند.

 

-در بين موجودات تنها تمساح است که ويروس ايدز دراو اثر ندارد يعني او هيچ وقت به بيما ري ايدز دچار نمي شود.

 

-زهره پس از ماه وخورشيد روشنترين جسم در اسمان است وتتنها ستا ره اي است که به زمين بسيا رنزديک ميشود و خصوصيت دیگر ان این این است که برخلا -ف سیارات دیگر حرکتش از شرق به غرب است.و گر مایش به قدری زیاد است که قلع  سرب نیز در ان اب می شوند.

 

-وزن ما برروی کره زمین شش برابر وزن ما بر روی کره ماه است.و اگر فضا نوردی به کره ماه سفر کند به دلیل جاذربه کمش 5 سانتی متر

 

بر قدش افزوده می شود . که این افزایش قد بدون افزایش وزن است . و پس از بازگشت به زمین دوباره به قد سابق خود میرسند .

 

-درخشش ستا رگان به دو عا مل بستگی دارد 1فاصله انها از زمین 2درجه حرارت ان ها.

 

-بزرگترین سیا ره منظو مه شمسی( مشتری یا روپیتر) حدود 1300 برابر زمین است.

 

-ایا می دانید که کدام سیاره منظومه شمسی را می توان بر روی اب شنا ور نگه داشت؟بله زحل یا(کیوان) را چون چگالی ان

 

از اب کمتر است.

 

-در هر ثانیه 25 تصویر بر روی پرده سینما ظاهر می شودکه به دلیل پایدار ماندن تصویر در مغز. ما این فاصله ها

 

را احساس نمی کنیم.

 

-ستاره دنباله دار هالی هر 75/76 سال یک بار ظاهر میشود.

 

-وسعت خورشید 4/1 میلیون کیلو متر است.و با سرعتی معادل 19 کیلومتر در ثانیه و از شرق به غرب به دور خود در حال گردش است.

 

-چرخه کار قلب ما شامل 3/0ثانیه انقباض و6/0ثانیه استراحت میباشد قلب شب وروز به مدت هفتاد سال وحتی بیشتر

 

به کار خود ادامه میدهد  قلب در یک روز 100000 مرتبه میزند      قلب در یک سال 36 میلیون مرتبه میزند.

 

واگر ما تا سن هشتاد سالگی زنده بمانیم قلب ما 3000 میلیون مرتبه میزند.

 

.

 

-مجموع طول رگ های خونی در بدن یک انسان بالغ تقریبن 1560مایل است اما پهنای قسمت بزرگ تری از این شبکه

 

موی رگهای خونی (ریز ترین رگ های خونی ) فقط 009/0 میلی متر یا 10/1 برابر کلفتی تا رموی انسان میباشد.

 

اگر تمام رگ های خونی بدن انسان را بتوان جدا وباز وپهن کرد کل منطقهای را که می پوشاند 96 یارد مربع خواهد بود.

 

-حشرات متنوع ترین مو جو دات بر روی زمین هستند که 80 درصد از گل ها به وسیله حشرات

 

گرده افشانی و تولید مثل می کنند وسه چهارم حشرات موجود بر روی سطح زمین در جنگل های استوایی زندگی می کنند .

 

-بزرگ ترین گیاه روی زمین سکویاست که در کالیفور نیا رشد میکند محیط پای این درخت 102 پا است شما به 17 فرد

 

با بازوان باز نیاز دارید تا بتوانید این درخت را دور بزنید وزن بذر این چنین درختی فقط 3000/1 اونس است

 

رشد سکویا نسبت به یک درخت بالغ حدود100000میلیون مرتبه بیشتراست.

 

-کوالاها موجوداتی هستند که در روز18 ساعت می خوابند وبه جز خوردن و خوابیدن کاری بلد نیستند وغذای انها برگ درخت

 

اکالیپتوس است .

 

-بیش از 350 نوع درخت اکالیپتوس دراسترالیا وجود دارد که کوالاها از 120 نوع از ان ها استفاده می کنند. کوالا ها جز کیسه داران هستند

 

وتا شش ماه بچه های خود را حمل می کنند .

 

مار ها گوش ندارند وحس بینایی ا نها نیز بسیار ضعیف است ولی حس بویایی بسیار قوی دارند وامواج صوتی را به وسیله گیرنده های اطراف

 

. زبانشان دریافت میکنند.واین که بعضی از مردم می گویند که مار ها با توجه به صدای فلوت مرتاز ها  حر کات خاصی انجام

 

می دهند  اشتباه است زیرا انها اصلا نمی شنوند وبا استفاده از حس بی نایی اندک خود وحر کت فلوت مر تاز این کار را انجام می دهند.

 

-عمر ملکه زنبور ها به 10 سال نیز- می رسد .

 

-بزرگ ترین مر وارید دنیا 4/6 کی لو گرم وزن دارد . این مر وارید حدود 71 سال پیش در در فیلیپین از داخل یک صدف بسیار بزرگ

 

 یافت شده است ونکته ی جالب این است که این مر وارید گرد هم نیست .

 

-هزار پا ها 10000 گونه متفاوت دارند وهیچ کدامشان هم 1000 پا ندارند . و بیشترین پا متعلق به یک گونه است که در کالیفورنیا یافت

 

می شود و تعداد پاهای ان به 750 تا میرسد.

 

 

انیشتین فیزیک و متا فیزیک

 

 

 

اين روزها متخصصان و هوچي هاي بورژوازي از هر قماش به اشاعه نظرات ارتجاعي در مورد شخصيت انيشتين و تئوريهايش مي پردازند. اما بيشتر جاروجنجالها در ستايش از كمكهايي كه انيشتين به پيشرفت دانش بشري نموده نيست. بلكه تبليغ اين نظريه است كه علم، مايملك "نوابغ" است.

يك ديدگاه كاملا ارتجاعي ديگر هم تبليغ ميشود كه دركي از واژه ي "نسبيت" (عنوان تئوريهاي انيشتين) ارائه ميدهد. طبق اين ديدگاه ارتجاعي "همه چيز نسبي است" و نتيجتا بشر هرگز نميتواند از جهان عيني شناخت واقعي بدست آورد.بطور نمونه، مجله نيوزويك (مورخ 12 مارس) بخش خاصي را به انيشتين اختصاص داده است. در اين بخش نظرات "جان ويلر" يكي از باصطلاح "متخصصان اصلي" و صاحب نظران درباره تئوريهاي انيشتين كه خود نيز فيزيكدان است، مطرح گشته است. او چنين جمعبندي ميكند كه "جهان فيزيكي محصول مشاهده است" و "هيچ پديده اي را تا زمانيكه مورد مشاهده قرار نگرفته باشد نميتوان پديده خواند".

كل مقالاتي كه در اين بخش ويژه مجله نيوزويك بچاپ رسيده، نمونه برجسته اي از چگونگي استفاده بورژوازي از انيشتين است. ميخواهند اين ديده را اشاعه دهند كه عوام الناس نميتوانند علم را درك كنند. بعلاوه، آنها ميخواهند اين برداشت را از تئوريهاي علمي انيشتين ارائه دهند كه نسبت به موجوديت دنياي واقعي و مستقل از ذهن ما بايد شك كرد.

اين نوع ايده آليسم ارتجاعي پرسابقه را بهيچوجه نميتوان بعنوان يكي از "خدمات" انيشتين جا زد. انيشتين كسي بود كه به فروريختن برخي ايده هاي ايده آليستي و متافيزيكي مسلط در حيطه فيزيك كمك نمود. او با توضيح و ارائه برخي نتيجه گيريها از كشفيات علمي زمان خود كه در حيطه علم فيزيك قديم بلوا بپا كرده بود، پاسخي كوبنده به كساني داد كه ادعا مي كردند آن كشفيات كلا مقوله علم را زير سئوال برده است. انيشتين در تئوريهاي ويژه و عمومي نسبيت خود، مفاهيم اساسا جديدي را در مورد زمان، مكان، جرم و انرژي مطرح كرد كه باعث جهشي در علم فيزيك، جهت انعكاس دقيقتر واقعيت عيني شد.

اين هم واقعيتي است كه ديدگاه هاي انيشتين بسيار متناقض بود. او سرسختانه اصرار داشت كه "علم بدون مذهب، فلج است و مذهب بدون علم كور". او معتقد بود كه علم را نميتوان در عملكرد بشري دخالت داد. اين عقيده اي كاملا ايده آليستي و ضد علمي است و درست خلاف پيشرفتهايي است كه انيشتين به انجامشان ياري رساند. ديدگاه متناقض وي از جهان باعث شد كه خدماتش به علم فيزيك محدود شود.

تئوريهاي انيشتين محصول علم بود، نه حاصل مغز اسرار آميز يك "شخصيت ويژه". براي محك زدن اين تئوريها هزاران آزمايش دقيق بعمل در آمد كه بيشتر آنها را به اثبات رساند. بطور نمونه اين تئوري انيشتين كه زمان در سرعتهاي بالا، آهسته تر ميگذرد را آزمايشات در مورد ذرات تشدت ناپايدار راديو آكتيو به اثبات رساند. طبق اين آزمايشات، ذرات فوق الذكر زماني كه با شتاب بيشتر به حركت در مي آيند، ديرتر از بين ميروند. انيشتين طبق اين تئوري پيش بيني كرد كه اگر يكی از دوقلو ها توسط موشك با سرعتي بسيار بالا سفر كند، هنگامي كه به زمين بازگردد سني كمتر از دومي خواهد داشت (و بنابراين جوانتر خواهد بود).

تئوري ديگر او مبني بر اينكه جرم اشياء (يا مقاومتشان در برابر حركت) در سرعتهاي بالا افزايش مي يابد نيز مكررا توسط آزمايشاتي كه در مورد اجسام بعمل در آمد، اثبات شد. طبق اين آزمايشات هرقدر هم كه به يك جسم انرژي داده شود، سرعتش فقط ميتواند به سرعت نور نزديك شود ولي هيچوقت نميتواند به سرعت نور برسد. همه اينها برخلاف آنچه در عناوين درشت مطبوعات بورژوايي ميخوانيم، "رازهاي كائنات" نيست؛ بلكه پيشرفت دانش ما در مورد كائنات است. اين تئوريها توضيح ميدهد كه چرا خورشيد سالها پيش نسوخت؛ چرا سيارات و ساير اجسام چنين مسير حركتي دارند. اين تئوريها حركت نور و ساير پديده ها را بهتر از قبل(حقيقي تر از قبل) نشان داد.

شكستن فيزيك كلاسيك انيشتين در سال 1905 تئوري ويژه نسبيت خود را منتشر كرد. با آنكه اين تئوري گسستي همه جانبه از بسياري مفاهيم قديمي فيزيك محسوب ميشد، منتهي در آغاز آن را سرسري گرفتند. بتدريج روشن شد كه اين تئوري جهت فهم پديد الكترومغناطيس، راديو اكتيويته و ساير اموري كه در آن دوره قابل درك نبود، بسيار ارزشمند است. در سال 1919، بالاخره انيشتين بدنبال محاسبات دقيق در مورد جذب نور توسط حوزه جاذبه خورشيد طي يك كسوف، كانون توجه عموم واقع شد. زيرا اين محاسبات، پيش بيني هاي تئوري عمومي نسبيت وي كه در سال 1916 منتشر شده بود را تاييد كرد. آن زمان بود كه بسياري پذيرفتند "انقلابي" در علم فيزيك در جريان است و فيزيك كلاسيك تدوين شده توسط نيوتون در قرن 17 محتاج باز نگري اساسي است.

پيش از انيشتين، اركان تئوري فيزيك چه بود؟ نيوتون، مكان و زمان را مطلق ميدانست. البته نه به آن مفهوم كه ماركسيستها مطرح ميكنند، يعني نه به مفهوم يك واقعيت مطلق كه مستقل از ذهن ما و شناخت نسبي ما از آن موجوديت دارد. بلكه بدان معنا كه مكان و زمان ظاهرا مستقل از ماده ي در حال حركت وجود دارند. انگلس در انتقاد از دورينگ، فيلسوف بورژوا مقوله زمان مطلق را بدين شكل زير سئوال برد:"اگر ميخواهيم ايده زمان كاملا ناب و جدا از مشتقات خارجي و وابسته به آن را بفهميم، مجبوريم كليه اتفاقات گوناگوني كه همزمان و يكي پس از ديگري رخ ميدهند را بعنوان امور بي ارتباط به موضوع بحث كنار بگذاريم؛ و بدين طريق نظريه اي كرا در مورد زمان تدوين كنيم كه در آن هيچ اتفاقي رخ نميدهد"(آنتي دورينگ ـ فصل مكان و زمان).

بطور مشابه، بحث مكان خالي و "مطلق" كه درغياب هر شكلي از ماده وجود دارد نيز متافيزيكي بود. انگلس در رد اين بحثهاي متافيزيكي از هگل نقل ميكند كه "مكان و زمان مملو از ماده اند … همانطور كه بدون ماده، حركتي وجود ندارد، بدون حركت هم ماده اي ماده اي در كار نيست…

مكان و زمان فقط در حركت، صورت واقعيت مي يابند.

بعلاوه نيوتون ادعا داشت كه اشياء را مي توان در "سكون مطلق" در نظر گرفت. براي وي حركت مي توانست بدون ماده و ماده بدون حركت وجود داشته باشد. اما همانطور كه انگلس گفت:"حركت، شيوه موجوديت ماده است. هرگز، در هيچ كجا، ماده بدون حركت وجود نداشته و نمي تواند وجود داشته باشد ... بطور مثال، يك جسم مي تواند روي زمين از تعادلي مكانيكي برخوردار باشد، مي تواند از لحاظ مكانيكي ساكن باشد. اما اين بهيچوجه مانع از شركت اين جسم در حركت زمين و بطريق اولي در حركت كل مظومه شمسي نميشود. ماده بدون حركت همانقدر غير قابل تصور است كه حركت بدون ماده." (همانجا ـ فصل شناخت كائنات، فيزيك، شيمي) بحثهاي نيوتون، هم متافيزيكي بود و هم ايده آليستي. همانطور كه لنين خاطر نشان كرد: "مسئله اينست، تلاشي صورت ميگيرد تا فـكـر حركت بدون ماده به ذهــن رخنه كند. اين فكــري است كه از ماده جدا گشته است. اين ايده آليسم فلسفي است." (ماترياليسم و امپريوكريتيسيسم)مباحث نيوتون او را قادر ساخت خدمات عظيمي به علم مكانيك، علوم بصري، رياضيات و نجوم در قرن 17 بكند. اما آنها منعكس كننده فلسفه بورژوايي و محدوديتهاي كلي شناخت بشر از كائنات در آن دوره بودند. از زمان آغاز انقلاب بورژوايي در علوم كه نيوتون چهره اصلي آن بود، تكامل توليد و آزمونهاي علمي، بسياري امور جديد كه توسط فيزيك نيوتون قابل توضيح نبود و در واقع خلاف آن بود را آشكار نمود.

اين اكتشافات در اواخر قرن 19 به اوج خود رسيد. يكي از آنها به سرعت نور مربوط شد و ديگري به امواج الكترومغناطيس. اينها كاربرد عظيمي در تلگراف و ارتباط راديويي وساير جهش هاي تكنيكي فوق العاده مهم داشت. كشف ديگري كه صورت گرفت اين بود كه سرعت نور تحت تاثير گردش زمين قرار ندارد. يعني محاسبات نشان ميدهد كه اين سرعت هنگام تابش آن چه در جهت گردش زمين، چه در جهت عكس آن تغييري نمي كند. فيزيك نيوتون كه مبتني بر "عقل سليم" زندگي روزمره بود، اصرار داشت كه سرعت اين تابش در حالت اول برابر است با سرعت نور باضافه سرعت گردش زمين و در حالت دوم برابر است با سرعت نور منهاي سرعت گردش زمين. علم فيزيك قديم در تلاش براي تشريح اين تضاد؛ خود را به يك رشته موارد خاص و استثنائات و امثالهم مي آويخت.

بعلاوه، اكتشافاتي نيز در زمينه عناصر راديواكتيو صورت گرفت. عناصري (ذراتي) كه با آزاد كردن انرژي بشكل اشعه (رادياسيون) جرم خود را كاهش ميدادند. فيزيك نيوتون هيچ جايي براي تبديل جرم به انرژي (بدين طريق) قائل نبود. نتيجتا بسياري از فيزيكدانان به اين جمعبندي انحرافي رسيدند كه "ماده ناپديد شده است". آنها با قاطي كردن مقوله ي ماده از لحاظ فيزيكي (يعني جسم بعنوان چيزي متمايز از انرژي) با ماده در مفهوم فلسفي (يعني آنچه موجوديت عيني دارد) به ورطه ايده آليسم مي افتادند. لنين سرمنشاء اين اغتشاش را چنين خاطر نشان كرد:" ماده ناپديد ميشود. يعني محدوده شناخت تاكنوني ما از ماده ناپديد ميشود و شناخت عميقتر ميگردد. آن خواص ماده كه سابقا مطلق، تغيير ناپذير و اولي (غير قابل نفوذ، ساكن، جامد وغيره) بنظر ميرسيد، در حال ناپديد شدن است و اينكه آشكار ميشود كه اين خواص ماده نسبي بوده و فقط مشخصه حالات معيني از ماده است. يگانه خاصيت ماده كه ماترياليسم فلسفي مقيد به تشخيص آن است "واقعيت عيني بودن ماده، خارج از ذهن، است … عمدتا بخاطر آنكه فيزيكدانان ديالكتيك نميدانستند بود كه فيزيك جديد به ايده آليسم در غلطيد." (همانجا صفحات 260ـ 263)

خدمت انيشتين چه بود؟

انيشتين از مباحث نيوتون پيرامون مكان و زمان مطلق گسست كرد و نشان داد كه مكان و زمان فقط مي توانند با رجوع به وقايع معنا و تعي ن بيابند. منظور از وقايع نيز در واقعيت، حركت ماده است. او نشان داد كه يكي از نتايج اين بحث، تداخل متقابل مكان و زمان است. مثلا همانطور كه قبلا اشاره شد، ذرات راديواكتيو در سرعتهاي بالا آهسته تر نابود ميشوند و اگر سرعتشان به 94ر94 درصد سرعت نورافزايش يابد (سرعت نور محاسبه شده توسط ناظران ثابت روي كره زمين) آنگاه "عـمـر" آن ذرات تقريبا 30 برابر افزايش خواهد يافت. براي ناظراني كه همراه با اين ذرات حركت كنند افزايش عمر به همان سرعت معمول خواهد بود. و براي آندسته ناظراني كه با سرعت كمتر از ذرات در حال حركت باشند، عمر آن ذرات مثلا ميتواند 5 بار آهسته تر از حالت عادي طي شود. و همه اين ناظران در مورد مسافتي كه ذرات طي كرده اند اختلاف نظر خواهند داشت. هر يك از آنها در مورد مقدار زمان و مكاني كه دو نقطه از "طول عمر" ذره را مشخص ميكند، به نتيجه متفاوتي دست مي يابد. اما همانطور كه تئوريهاي انيشتين نشان داد اين بدان معنا نيست كه "همه چيز غير واقعي است"يا صرفا به ناظر بستگي دارد. انيشتين نشان داد كه ابعاد مكان و زمان كه فاصله واقعي بين دو نقطه را مي سازند مي تواند بطور گوناگون محاسبه شود. اما آن فاصله كه جوانب مكان و زمان را بهم آميخته بايد نسبيت ويژه، توسط همه ناظران و بر طبق فرمولي كه انيشتين كشف كرد، يكسان محاسبه شود. بعبارت ديگر، در عين حال كه اندازه گيريهاي زمان و مكان نسبي هستند اما يك واقعيت مطلق اساسي را منعكس ميكنند.

نتيجه ديگر تئوريهاي انيشتين:

نظريه تبديل متقابل جرم و انرژي بود (كه در معادله مشهورج شت بيان ميشود. در اين معادله ش بيان جرم، ت نشانه سرعت نور در خلاء و ج بمعناي انرژي است) بيان ميشود. اين گسست از نظريه اي قديمي بود كه انرژي و جرم را دو چيز كاملا مجزا در نظر ميگرفت. نظريه انيشتين درست عكس اين را نشان داد. جرم و انرژي در هم تداخل ميكنند و يكي مي تواند به ديگري تبديل شود. اين همان نتيجه اي است كه انگلس قبلا خاطر نشان كرده بود. همانطور كه قبلا اشاره شد، اين معادله به توضيح پديده هاي قبلا ناشناخته ، نظير از ميان رفتن جرم، كمك كرد و به بحث ايده آليستي "ماده ناپديد ميشود" ضربه زد. اين معادله ما را به درك اينكه چرا خورشيد توانسته مدتي چنين طولاني (تقريبا 5 ميليارد سال) فروزان بماند، قادر ميسازد. طبق شناختي كه در قرن 19 از مقوله احتراق وجود داشت (و اين راهي بسيار محدود از آزاد شدن انرژي گرمايي بود) خورشيد بايد مدتها پيش سوخته باشد. اما استفاده از نظريات انيشتين ما را قادر ميسازد اين موضوع را بفهميم و بتوانيم زماني كه خورشيد همچنان فروزان خواهد بود (شايد 5 تا 10 ميليارد سال ديگر) را پيش بيني كنيم.

انيشتين در تئوري عمومي نسبيت خود:

بحث نيوتون در مورد جاذبه بعنوان "عمل در يك فاصله" كه با سرعتي بي پايان اشاعه مي يابد را كنار زد. از آنجا كه هر چيزي در كائنات با سرعتي معين در حركت است، اين نا محدود بودن سرعت عمل جاذبه كاملا به اين ايده نيوتون كه حركت كليه امور كار خداست مربوط ميشد. بعقيده انيشتين، قوه جاذبه گستره ي يك حوزه مادي را در يك سرعت معين در بر ميگيرد. تاثيرات اين قوه نميتواند با سرعتي نامحدود اشاعه يابد و هيچ ماده اي نميتواند با سرعتي نامحدود حركت كند. انيشتين با درك نوينش از تاثيرات حوزه جاذبه بر فضا و زمان قادر شد كه ميزان خميدگي اشعه نور توسط جاذبه خورشيد، لرزش مدار سياره مركوري نسبت به خورشيد و امثالهم را بدرستي پيش بيني كند.

بسياري از نظريات انيشتين بويژه در زمينه نسبيت عمومي همچنان موضوع بحث و تحقيق فيزيكدانان و كيهان شناسان است. محك زدن و نقد جزء به جزء تئوريهاي انيشتين نه در حوصله اين مقاله است و نه مسئله اصلي. مهم اين است كه تئوري نسبيت تا آنجا كه صحت دارد، سلاحي عليه ايده آليسم و كل "نسبيت گرايي" فلسفي است كه در حال حاضر مورد سوء استفاده قرار گرفته و تبليغ ميشود. اين تثوري تاييد و درك عميقتري از واقعيت زير بدست ميدهد: واقعيت اساسي فقط و فقط ماده ي در حال حركت اســــت. "خطوط مرزي مشروط" در طبيعت همانطور كه انگلس گفت براستي مشروطند. براي شناخت صحيح هر جزء طبيعت بايد كل قوانين عمومي تكامل آن را در نظر گرفت و فهميد.

اين مفاهيم ديالكتيكي كه تئوريهاي انيشتين بدان اشاره دارد را بايد در چارچوب تكامل عمومي علم فيزيك در نظر گرفت. همانطور كه لنين در آستانه قرن بيستم تاكيد كرد: فيزيك مدرن... در پيشروي بسوي تنها روش حقيقي و تنها فلسفه حقيقي علوم طبيعي از طريقي مستقيم نمي گذرد بلكه جاده اي پر پيچ و خم را طي خواهد كرد. اين پيشروي، نـه آگاهانه بلكه غريزي است. با نگاه روشن به "هدف نهايي" نيست، بلكه متزلزل و گاه حتي با پشت كردن به آن، بدان نزديك ميشود. فيزيك جديد در كار است و ماترياليسم ديالكتيك را متولد ميكند. زايش كار دردناكي است. (لـنين، همانجا) معناي اين حرف آنست كه واقعيت، خود ديالكتيكي و مادي است. تئوريهاي علمي تا آنجا كه حقيقت دارند، يعني تا آنجا كه تجربه را بدرستي جمعبندي كرده و قادرند كه آن را بدرستي پيش بيني كنند، بايد اين را بازتاب دهند. از سوي ديگر، ديدگاه بورژوازي كه به علم براي پيشرفت توليد نياز دارد، متافيزيكي و ايده آليستي است و اين ديدگاه بر علم حاكم بوده و آنرا عقب ميكشد. اين مسئله روشن تر از هرجا در مورد خود انيشتين مشاهده ميشود. او نميتوانست فلسفه بورژوايي دترمينيسم را كنار نهد و اين كاملا به اعتقادات مذهبي اش مربوط بود. برعكس انيشتين برخي از پيشرفتهاي كليدي جديدي كه در علم فيزيك طي دو دهه 20 و 30 صورت گرفت را رد نمود.

عـــلــم، ديـــن و جــامعـــه در قلب اين پيشرفتها تكوين فيزيك كوانتوم قرار داشت. نامگذاري اين علم بدان جهت بود كه انرژي تنها مي تواند در بسته ها(ابعاد معين) يا "كوانتا" حمل شود و انتقال يابد. طنز اينجاست كه سرمنشاء اين ايده، اقدام شخص انيشتين براي تدوين انرژي نوري بود. خود اين مسئله نشان ميدهد كه طبيعت همانطور كه ماترياليسم معتقد است نه بشكل تك خطي بلكه از طريق جهش ها تكامل مي يابد. فيزيكدانان كوانتوم از چنين دركي، "اصل عدم اطمينان" را بيرون كشيدند و به يك تئوري استاتيستيك در مورد پروسه هاي زيرـ اتمي دست يافتند. اصل عدم اطمينان اساسا منعكس كننده اين بحث مائو است كه "براي شناخت ساختار و خواص اتم بايد آزمايشاتي بر آن بعمل آوريد و وضعيتش را تغيير دهيد" نتيجه اين بحث آنست كه ما در يك مقطع معين نميتوانيم مكان دقيق و شتاب دقيق يك جسم را بدانيم زيرا براي شناخت آنها از طريق تاباندن يك شعاع نور، بايد اين يا آن را تغيير دهيم. بنابراين ما نميتوانيم كل حركت آتي يك جسم منفرد را با صحت مطلق پيش بيني كنيم. اين امر سرچشمه اي براي عذاب بسيار انيشتين بود كه فكر ميكرد قوانين در اين سطح بايد مستقيما قدر گرا، ساده و غير استاتيستيك باشند و اين بازتابي از منطق الهي و هماهنگي كائنات است. بقول انيشتين "نميتوانم تصور كنم كه خدا با كائنات نرد بازي ميكند" همانطور كه انگلس بشكلي نافذ نشان داد، اين دترمينيسم كه نافي وجود شانس در طبيعت ميشود، اساسا يك دگم است كه بسيار به دين وابسته ميباشد. تا آنجا كه هيچ راهي براي نمايش "ضرورت ساده و مستقيم"اعمال شده كه در همه جا وجود دارد، موجود نيست و اعتقاد به اين نوع از ضرورت بخشي از ايمان است. (ديالكتيك طبيعت)

اينكه انيشتين خدمات معين كرد اما بواسطه بينش خود به مخمصه افتاد و سپس در نيمه دوم عمر خود به جدل عليه پيشرفتهاي كليدي علم فيزيك پرداخت را ميتوان با تجربه ساير فيزيكداناني كه آنها نيز به همين شيوه به مخمصه افتادند، مقايسه كرد. خصوصيات اين دسته از دانشمندان در يكي از نشريات علمي چين تحت رهبري خط مائو چنين مشخص شده است:ماكس پلانك اولين فردي بود كه فيزيك كوانتوم را پروراند. بدون آنكه با اوضاعي كه تئوري كوانتوم براي مفاهيم فيزيك كلاسيك پديد آورده بود و بعدها توسط محققان بسيار تاييد شد و تكامل يافت موافق باشد. او بر تفسير تئوري كوانتوم در چارچوب فيزيك كوانتوم اصرار ميورزيد. يك نتيجه گيري اين بينش جهت گم كردگي 51 ساله او بود... شبيه همين را ميتوان در مورد لورنتس ديد خدمات مهمي به پايه ريزي تئوري نسبيت كرد... اينها درسهاي مهم تاريخي است كه نشانگر اهميت يك جهانبيني صحيح جهت هدايت موفقيت آميز فعاليت در حيطه علوم طبيعي است. ( چرا لين پيائو در مورد ضد ذر ه مخالفت ميورزد ـ علوم چين ، اكتبر 1974)

انيشتين از رد ديدگاه كلاسيك فيزيك مبني بر آنكه طبيعت چيزي "كامل" و ساخته دست خداست سر باز زد. بهمين خاطر به يان نتيجه رسيد كه براي رسيدن به يك شناخت "كامل" از طبيعت بايد هرگونه تاثير انسانث "ناكامل" بر طبيعت از ميان برود. و انسان چه بعنوان فرد، و چه در جامعه بايد كاملا خارج و جدا از طبيعت در نظر گرفته شود. و علم بايد به طبيعت "آنطور كه خودش هست" برخورد كند. در عين حال، در امور بشري بايد چيز ديگري غير از علم (بعقيده انيشتين، ديــن) بايد راهنماي عمل باشد. انگلس اين سفسطه را قبلا افشاء كرده و خاطر نشان ساخته بود كه: "... دقيقا اين تغيير طبيعت بدست انسان، و نه صرفا طبيعت بخودي خود است كه اساسي ترين و اولين مبناي بشري را تشكيل ميدهد." (ديالكتيك طبيعت)

چنين تضادهايي بود كه خدمات انيشتين به علم فيزيك را محدود نمود و بنحوي آشكار تر در ديدگاه هاي اجتماعي اش نيز بروز يافت. انيشتين از اعتبار خود براي تبليغ موضعي ترقيخواهانه در مورد بسياري از مسائل حاد سياسي استفاده كرد. او با جنگ جهاني اول و سپس با فاشيسم در زادگاه خود، آلمان مخالفت كرد. سپس در امريكا او با مك كارتيسم، با اعدام روزنبرگ ها و باج خواهي و قلدري هسته اي امريكا مخالفت كرد. اما در همه اين موارد، موضع وي بر آميزه اي از ليبراليسم و "سوسياليسم" تخيلي استوار بود.

بنابراين او به برخي مواضع سياسي ارتجاعي (نظير حمايت از صهيونيسم) در غلطيد زيرا از مبنائي علمي براي تجزيه و تحليل و درك امور بي بهره بود. هرچند وي بطور مبهم به آنچه خود از سوسياليسم ميفهميد علاقمند بود، اما مشخصا با ماركسيسم توافق نداشت زيرا به عقيده او ماركسيسم در مورد امكانات رسيدن به يك درك علمي از فعاليت بشري "اغراق" ميكرد. هرچند او عليه بت ساختن از خودش توسط بورژوازي موضع گيري نمود اما براي توده هاي خلق در حيطه علم هيچگونه نقشي قائل نبود و برخي افراد را بالاتر از بقيه در نظر ميگرفت. اين ديدگاه انيشتين بخوبي درخدمت تلاشهاي بورژوازي قرار گرفته كه بگويد "مگر انيشتين باشيد" تا بتوانيد از مسائل سر درآوريد. اين تلاشها بخاطر هرچه عميقتر كردن شكاف ميان كار يدي و كار فكري و در اسارت نگهداشتن زحمتكشان انجام ميشود.

انيشتين و گروه 5 نفر

نشريه رويزيونيستي "خبرنامه پكن" بتاريخ 2 مارس 1979 اظهار داشت كه "گروه 4 نفر... به با نفوذ ترين دانشمند قرن بيستم، به مردي كه هويتش عميقا با امر ترقي بشر گره خورده، بهتان مي زدند. اين دارودسته ديوانه خواهان علم، فرهنگ و دانشمندان نبودند... اين واقعيت كه امروز صدمين سالگرد تولد انيشتين را بزرگ ميداريم معرف پيروزي آشكار به گروه 4 نفر ميباشد". اين حرفها آشكارا توخالي است. انقلابيون چيني مدافع خدمات انيشتين بودند اما از وي ـ چه بعنوان يك دانشمند، چه در حيطه نظرات سياسي ـ بدون نقد تعريف و تمجيد نمي كردند. و مسلما از او براي علوم و دانشمندان چين، مدل نمي ساختند.

انقلابيون چيني بدرستي فلسفه انيشتين و بخشهاي شايسته ي نقد در تئوري عمومي نسبيت وي را نقد ميكردند. پوچي اين اتهام مسخره كه آنها كاملا نافي خدمات انيشتين بوده و حتي علم را نفي ميكردند و يا در پي نابودي علم بودند را ميتوان با نگاهي به مقالات نشريات تحت رهبري فرماندهي پرولتري حزب دريافت. از آن مقالات آشكار است كه تئورهاي انيشتين مورد مطالعه و بحث قرار گرفته است. حتي موسسه بدنام و ارتجاعي "هـوور" در مقاله اي كه كمي قبل از كودتاي رويزيونيستي اكتبر 1976 منتشر ساخت، اذعان كرد كه "تحقيقات در فيزيك كاربردي و فيزيك تئوريك با حدت و شدت دنبال ميشود" (مقاله ي سياستهاي علمي چين )آنچه حكام رويزيونيست فعلي درباره اش جيغ و داد ميكنند، خط رهبري كننده علم است: اولا، با توجه به شرايط مشخص چين، تاكيد علوم بايد در بخش كاربردي ميبود تا تحقيقات اساسي. تا علم بتواند به نيازهاي توده هاي خلق خدمت كند. اين امر مبناي مادي براي تحقيقات بيشتر را فراهم ميكرد. ثانيا علم نبايد ملك طلق روشنفكران برج عاج نشين باشد. دانشمندان بايد جهانبيني خويش را نوسازي كنند و موضع ماترياليستي ديالكتيكي، ديدگاه و روش پرولتاريا را اختيار كنند.

بايد ديد رويزيونيستها طي حاكميت خط مائو در پي چه بودند و امروز در چين به چه كاري مشغولند: نابودي سوسياليسم تحت عنوان دستيابي به چين "پيشرفته و مدرن"، حمله به پيشرفتهائي كه در زمينه محو تمايزات اجتماعي بدست آمده و درمقابل بيشتر كردن اين تمايزات، بيرون كردن زحمتكشان از مراكز تحصيلي و باز گرداندن آنها به مزارع و كارخانه ها تا مانند حيوان زير يوغ كار كنند و در مقابل، تشويق جنبه هاي عقب مانده ي روشنفكران و ساير نيروهاي خردن بورژوا تا جهت احياي سرمايه داري بسيج شوند. تعريف و تمجيد از انيشتين نيز در همين چارچوب قرار دارد و امري كاملا ارتجاعي است.

آنها مي كوشند از انيشتين مدلي براي خط ارتجاعي خود بسازند كه بر مبناي آن اساس پيشرفت علمي "شخصيتهاي نابغه" هستند. اين خط نه فقط ضد سوسياليسم است بلكه به علم هم ضربه مي زند. با وجوديكه انيشتين خدماتي به علم نموده، اما اين بحث كه علوم تحت سوسياليسم با خلق چندين و چند "انيشتين" پيشرفت خواهد كرد، به دو دليل رويزيونيستي است: اولا، بينش انيشتين از ماترياليسم ديالكتيك به مفهوم همه جانبه و عميق آن بسيار فاصله داشت.

مائوتسه دون خاطرنشان كرد كه: "ماركسيسم، رئاليسم را در آفرينش هنري در بر ميگيرد اما نميتواند جايگزين آن شود. همانطور كه در فيزيك نيز تئوريهاي اتمي و الكترونيك را در بر ميگيرد اما جانشين آنها نميشود". بنابراين ماركسيسم مطالعه و قياس نقادانه همه ي شاخه هاي دانش بشري را دامن زد، با تكوين و تكامل ماترياليسم ديالكتيك كه نه فقط جمع بست شناخت است بلكه از طريق بكار بست آن در عمل، به غناي مداوم دانش بشري راه مي گشايد. انيشتين مسلما صاحب ديدگاهي ماترياليستي ديالكتيكي نبود. همين مسئله باعث خطاهاي بسيار او شد كه بايد مورد نقد قرار گيرد تا بتوان بدفاع از ماترياليسم ديالكتيك برخواست و آنرا تكامل داد. اما از آنجا كه تئوريهاي وي بطور گسترده اي بازتاب اين واقعيت است كه واقعيات،خود ديالكتيكي هستند، شناخت ما از آنها را غنا بخشيده است.

 

مطالب کوتاه فیزیکی

 

 

 

 اگر کلفتي تا عنکبوت به اندازه مغز يک مداد به هم تنيده ميشد مي توانست يک هواپيماي بويينگ سنگين وزن را تحمل کند.

 

 دانشمندان ثابت کرده اندکه گل سرخ ترکيبي از بوي 40 نوع گل مختلف است.

 

 اگر يک زنبور 20 بار پشت سر هم انساني را نيش بزند او خواهد مرد.

 

 اياميدانستيد که اين حقيقت دارد که به راستي فيل از موش ميترسد.

 

 شلوغ ترين مکان دنيا کندوي زنبور عسل است.

 

 در حال حاضر 6 ميليون اختراع در جهان وجود دارد که اديسون با 1094 اختراع رکورد دار است.

 

 اگر تمام کرات منظومه شمسي رابا هم جمع کنيم وسپس ان را دو برابر کنيم باز هم به اندازه کره مشتري نمي شود.

 

 وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالياست.

 

 ملخ ها فراوان ترين موجودات بر روي زمين هستند .وموجوداتي هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا مي خورند.

 

 هر چشم مگس از10 هزار عدسي تشکيل شده.

 

 طبيعت کره اورانوس برخلاف زمين است يعني دو قطبش گرم و قسمت هاي استوايي ان بسيار سرد است.

 

 ايا مي دانستيد که اولين کساني که قطر کره زمين را اندازه گرفتند واولين کساني که براي کره زمين فصل انتخاب کردند ايرانيان بودند.

 

 اگر گنجشکي چند ساعت متوالي وبدون استراحت پرواز کند خواهد مرد.

 

 سوسک ها مقاوم ترين موجودات در برابر گرسنگي هستند .انها ميتوانند يک ماه بدون غذا ودو ماه بدون اب زنده بمانند.

 

 اياميدانستيد که مغز تمساح به اندازه دو بند انگشت است.

 

 نيروي جاذبه ماه ميتواند باعث زمين لرزه شود.

 

 در ميان جانوران حرکت دم نرها نشان گر خشم انهاست.

 

 دانشمندان ثابت کرده اند که کره زمين گرد نيست بلکه مانند کدويي است که قسمت هاي وسط ان برامده است.

 

 يک پشه ماده با خوردن خون انساني ميتواند به جاي 6 بچه 200 بچه به دنيا اورد.

 

 بيش از 80 نوع افتاب پرست وجود دارد که بيشتر ان ها در افريقا زندگي ميکنند . اين موجودات مي توانند هم زمان به دو طرف نگاه کنند.

 

 ایا میدانستید که تئوری نسبیت اینیشتین را فقط 12 نفر در جهان توانسته اند درک کنند.

 

 

 

 

 

بعضی از تئوری های اینشتین:

 

1-فضا منحنی است .

 

2-کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه خط مستقیم نیست.

 

3-کیهان محدود ولی بدون مرز است.

 

۴-زمان نسبی است ونمی شود در همه جا به طور دقیق مورد اندازه گیری اش قرار داد.

 

۵-کیهان از نظر شکل استوانه ای است ونه کروی.

 

۶-زمان بعدی از مکان ومکان هم بعدی از زمان است ونه زمان ونه مکان قادر نیستند بدون یکدیگر وجود داشته باشند.

 

۷-ما در یک دنیای چهار بعدی زندگی میکنیم که زمان هم بعد چهارم ان است.

 

۸-حرکت نسبی است.

 

۹-سرعت نور که 186000میل در ساعت است در همه جا وهر زمان ودر هرجهت به همین میزان باقی میماند و تغییری در ان دیده نمیشود.

 


 

 

 

کوتاه و جالب

 

به این سوال خیلی ساده همیشه نمی توانند جواب درست بدهند.

 امیدواریم اگر به طور خلاصه توضیح بدهیم که این تاثیر خاموش کنندگی آب بر روی آتش در چیست ، خوانندگان گرامی از ما گله نفرمایند.

1-وقتی اب با جسم در حال احتراق تماس پیدا میکند ،تبدیل به بخار میشود و ضمن بخار شدن مقدار زیادی حرارت از جسم در حال احتراق میگیرد . برای تبدیل مقدار معینی اب جوش به بخار 5 برابر حرارت لازم برای رساندن همان مقدار اب سرد به100درجه حرارت لازم است.

2-حجم بخاری که در این جریان تولید میشود ،صدها برابر حجم ابی است که به ان بخار شده است. بخار تولید شده ی جسم در حال احتراق را احاطه میکند و هوا را بیرون میراند و احتراق بدون هوا ممکن نیست.

گاهی برای ان که اب بهتر و با شدت بیشتری اتش را خاموش کند مقداری باروت با اب مخلوط می کنند ! این کار ممکن است عجیب به نظر اید اما کاملا معقول است زیرا باروت به سرعت میسوزد ومقدار بسیار زیادی گازهای غیر قابل احتراق تولید میکند و این گازها اجسام در حال احتراق را احاطه میکند و مانع احتراق میشود.

آیا پوستین گرم میکند؟

اگر بکوشند شما را معتقد کنند پوستین اصلا گرم نمیکند چه خواهید گفت؟ البته امکان گمان خواهید کرد که با شما شوخی میکنند.حالا اگر با چند ازمایش این ادعا را برای شما صابت کنند آن وقت چه؟ مثلا چنین ازمایشی بکنید.

ببینید گرما سنج چه عددی را نشان میدهد و ان را توی پوستین بپیچید وبعداز چند ساعت بیرون اورید.خواهید دید که حتی یک هزارم درجه هم گرم نشده است و همان درجه حرارتی را نشان میدهد که قبلا نشان داده بود.بفرمایید:این دلیل برای انکه پوستین گرم نمیکند.

حتی ممکن است گمان ببرید که پوستین سرد می کند .دو کیسه یخ بردارید :یکی را توی پوستین بپیچید و دیگری را در اطاق بگزارید.وقتی یخ کیسه توی اتاق اب شد : پوستین را باز کنید:خواهید دید که یخ کیسه توی پوستین حتی شروع به اب شدن هم نکرده است.بنا بر این :پوستین نه فقط یخ را گرم نکرده است بلکه گوئی حتی سرد هم کرده واب شدن ان را به تاخیر انداخته است!

در اینجا چه اعتراضی میتوان کرد چطور آن دلائل را می توان رد کرد؟

به هیچ وجه. اگر ما گرم کردن را به مفهوم حرارت دادن بفهمیم پوستین واقعآ گرم نمی کند.

چراغ گرم میکند بدن ادم گرم میکند زیرا همه ی این چیزها منبع گرما هستند.

اما پوستین به این مفهوم کلمه هیچ گرم نمیکند .پوستین خودش حرارت نمیدهد بلکه فقط مانع ان میشود که حرارت بدن ما از بدن دور شود .به ای دلیل است که حیوانات خون گرم که بدنشان منبع گرما است با پوستین خود را گرم حس میکنند تا بدون پوستین . اما گرماسنج حرارت تولید نمیکند و وقتی ان را توی پوستین بپیچید حرارتش افزایش نمی یا بد.یخی که در پوستین پیچیده ایم :برودت خود رامدت  بیشتری حفظ میکند زیرا قابلیت هدایت حرارت پوستبن فوق العاده کم است و سبب میشود که حرارت خارج اهسته تر به یخ برسد.

برف هم به این مفهوم کلمه مانند پوستین زمین را گرم میکند . قابلیت حرارت برف مثل همه اجسام گرم مانند فوق العاده کم است به این دلیل مانع میشود که حرارت زمینی که زیر ان است برود. در زمینی که قشری از برف ان را پوشانده است گرماسنج در اکثر موارد در حدود ده درجه  بیشتر نشان میدهد تا در زمینی که از برف پوشیده نشده است. بدین ترتیب به سوال:((ایا پوستین گرم میکند ؟))باید جواب داد((پوستین فقط به ما کمک میکند که خودمان خودمان را گرم کنیم)).

اگر بگوییم((ماپوستین را گرم میکنیم:نه پوستین ما را صحیح است)) 

 

 

 

 

ساختار نيروگاه هاي اتمي جهان

 

 

ساختار نيروگاه هاي اتمي جهان

 

برحسب نظريه اتمي عنصر عبارت است از يك جسم خالص ساده كه با روش هاي شيميايي نمي توان آن را تفكيك كرد. از تركيب عناصر با يكديگر اجسام مركب به وجود مي آيند. تعداد عناصر شناخته شده در طبيعت حدود 92 عنصر است.

هيدروژن اولين و ساده ترين عنصر و پس از آن هليم، كربن، ازت، اكسيژن و... فلزات روي، مس، آهن، نيكل و... و بالاخره آخرين عنصر طبيعي به شماره 92، عنصر اورانيوم است. بشر توانسته است به طور مصنوعي و به كمك واكنش هاي هسته اي در راكتورهاي اتمي و يا به كمك شتاب دهنده هاي قوي بيش از 20 عنصر ديگر بسازد كه تمام آن ها ناپايدارند و عمر كوتاه دارند و به سرعت با انتشار پرتوهايي تخريب مي شوند. اتم هاي يك عنصر از اجتماع ذرات بنيادي به نام پرتون، نوترون و الكترون تشكيل يافته اند. پروتون بار مثبت و الكترون بار منفي و نوترون فاقد بار است.

تعداد پروتون ها نام و محل قرار گرفتن عنصر را در جدول تناوبي (جدول مندليف) مشخص مي كند. اتم هيدروژن يك پروتون دارد و در خانه شماره 1 جدول و اتم هليم در خانه شماره 2، اتم سديم در خانه شماره 11 و... و اتم اورانيوم در خانه شماره 92 قرار دارد. يعني داراي 92 پروتون است.

ايزوتوپ هاي اورانيوم

تعداد نوترون ها در اتم هاي مختلف يك عنصر همواره يكسان نيست كه براي مشخص كردن آنها از كلمه ايزوتوپ استفاده مي شود. بنابراين اتم هاي مختلف يك عنصر را ايزوتوپ مي گويند. مثلاً عنصر هيدروژن سه ايزوتوپ دارد: هيدروژن معمولي كه فقط يك پروتون دارد و فاقد نوترون است. هيدروژن سنگين يك پروتون و يك نوترون دارد كه به آن دوتريم گويند و نهايتاً تريتيم كه از دو نوترون و يك پروتون تشكيل شده و ناپايدار است و طي زمان تجزيه مي شود.

ايزوتوپ سنگين هيدروژن يعني دوتريم در نيروگاه هاي اتمي كاربرد دارد و از الكتروليز آب به دست مي آيد. در جنگ دوم جهاني آلماني ها براي ساختن نيروگاه اتمي و تهيه بمب اتمي در سوئد و نروژ مقادير بسيار زيادي آب سنگين تهيه كرده بودند كه انگليسي ها متوجه منظور آلماني ها شده و مخازن و دستگاه هاي الكتروليز آنها را نابود كردند.

غالب عناصر ايزوتوپ دارند از آن جمله عنصر اورانيوم، چهار ايزوتوپ دارد كه فقط دو ايزوتوپ آن به علت داشتن نيمه عمر نسبتاً بالا در طبيعت و در سنگ معدن يافت مي شوند. اين دو ايزوتوپ عبارتند از اورانيوم 235 و اورانيوم 238 كه در هر دو 92 پروتون وجود دارد ولي اولي 143 و دومي 146 نوترون دارد. اختلاف اين دو فقط وجود 3 نوترون اضافي در ايزوتوپ سنگين است ولي از نظر خواص شيميايي اين دو ايزوتوپ كاملاً يكسان هستند و براي جداسازي آنها از يكديگر حتماً بايد از خواص فيزيكي آنها يعني اختلاف جرم ايزوتوپ ها استفاده كرد. ايزوتوپ اورانيوم 235 شكست پذير است و در نيروگاه هاي اتمي از اين خاصيت استفاده مي شود و حرارت ايجاد شده در اثر اين شكست را تبديل به انرژي الكتريكي مي نمايند. در واقع ورود يك نوترون به درون هسته اين اتم سبب شكست آن شده و به ازاي هر اتم شكسته شده 200 ميليون الكترون ولت انرژي و دو تكه شكست و تعدادي نوترون حاصل مي شود كه مي توانند اتم هاي ديگر را بشكنند. بنابراين در برخي از نيروگاه ها ترجيح مي دهند تا حدي اين ايزوتوپ را در مخلوط طبيعي دو ايزوتوپ غني كنند و بدين ترتيب مسئله غني سازي اورانيوم مطرح مي شود.

ساختار نيروگاه اتمي

به طور خلاصه چگونگي كاركرد نيروگاه هاي اتمي را بيان كرده و ساختمان دروني آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.

طي سال هاي گذشته اغلب كشورها به استفاده از اين نوع انرژي هسته اي تمايل داشتند و حتي دولت ايران 15 نيروگاه اتمي به كشورهاي آمريكا، فرانسه و آلمان سفارش داده بود. ولي خوشبختانه بعد از وقوع دو حادثه مهم تري ميل آيلند (Three Mile Island) در 28 مارس 1979 و فاجعه چرنوبيل (Tchernobyl) در روسيه در 26 آوريل 1986، نظر افكار عمومي نسبت به كاربرد اتم براي توليد انرژي تغيير كرد و ترس و وحشت از جنگ اتمي و به خصوص امكان تهيه بمب اتمي در جهان سوم، كشورهاي غربي را موقتاً مجبور به تجديدنظر در برنامه هاي اتمي خود كرد.

نيروگاه اتمي در واقع يك بمب اتمي است كه به كمك ميله هاي مهاركننده و خروج دماي دروني به وسيله مواد خنك كننده مثل آب و گاز، تحت كنترل درآمده است. اگر روزي اين ميله ها و يا پمپ هاي انتقال دهنده مواد خنك كننده وظيفه خود را درست انجام ندهند، سوانح متعددي به وجود مي آيد و حتي ممكن است نيروگاه نيز منفجر شود، مانند فاجعه نيروگاه چرنوبيل شوروي. يك نيروگاه اتمي متشكل از مواد مختلفي است كه همه آنها نقش اساسي و مهم در تعادل و ادامه حيات آن را دارند. اين مواد عبارت اند از:

1- ماده سوخت متشكل از اورانيوم طبيعي، اورانيوم غني شده، اورانيوم و پلوتونيم است.

عمل سوختن اورانيوم در داخل نيروگاه اتمي متفاوت از سوختن زغال يا هر نوع سوخت فسيلي ديگر است. در اين پديده با ورود يك نوترون كم انرژي به داخل هسته ايزوتوپ اورانيوم 235 عمل شكست انجام مي گيرد و انرژي فراواني توليد مي كند. بعد از ورود نوترون به درون هسته اتم، ناپايداري در هسته به وجود آمده و بعد از لحظه بسيار كوتاهي هسته اتم شكسته شده و تبديل به دوتكه شكست و تعدادي نوترون مي شود. تعداد متوسط نوترون ها به ازاي هر 100 اتم شكسته شده 247 عدد است و اين نوترون ها اتم هاي ديگر را مي شكنند و اگر كنترلي در مهار كردن تعداد آنها نباشد واكنش شكست در داخل توده اورانيوم به صورت زنجيره اي انجام مي شود كه در زماني بسيار كوتاه منجر به انفجار شديدي خواهد شد.

در واقع ورود نوترون به درون هسته اتم اورانيوم و شكسته شدن آن توام با انتشار انرژي معادل با 200 ميليون الكترون ولت است اين مقدار انرژي در سطح اتمي بسيار ناچيز ولي در مورد يك گرم از اورانيوم در حدود صدها هزار مگاوات است. كه اگر به صورت زنجيره اي انجام شود، در كمتر از هزارم ثانيه مشابه بمب اتمي عمل خواهد كرد. اما اگر تعداد شكست ها را در توده اورانيوم و طي زمان محدود كرده به نحوي كه به ازاي هر شكست، اتم بعدي شكست حاصل كند شرايط يك نيروگاه اتمي به وجود مي آيد. به عنوان مثال نيروگاهي كه داراي 10 تن اورانيوم طبيعي است قدرتي معادل با 100 مگاوات خواهد داشت و به طور متوسط 105 گرم اورانيوم 235 در روز در اين نيروگاه شكسته مي شود و همان طور كه قبلاً گفته شد در اثر جذب نوترون به وسيله ايزوتوپ اورانيوم 238 اورانيوم 239 به وجود مي آمد كه بعد از دو بار انتشار پرتوهاي بتا (يا الكترون) به پلوتونيم 239 تبديل مي شود كه خود مانند اورانيوم 235 شكست پذير است. در اين عمل 70 گرم پلوتونيم حاصل مي شود. ولي اگر نيروگاه سورژنراتور باشد و تعداد نوترون هاي موجود در نيروگاه زياد باشند مقدار جذب به مراتب بيشتر از اين خواهد بودو مقدار پلوتونيم هاي به وجود آمده از مقدار آنهايي كه شكسته مي شوند بيشتر خواهند بود. در چنين حالتي بعد از پياده كردن ميله هاي سوخت مي توان پلوتونيم به وجود آمده را از اورانيوم و فرآورده هاي شكست را به كمك واكنش هاي شيميايي بسيار ساده جدا و به منظور تهيه بمب اتمي ذخيره كرد.

2- نرم كننده ها موادي هستند كه برخورد نوترون هاي حاصل از شكست با آنها الزامي است و براي كم كردن انرژي اين نوترون ها به كار مي روند. زيرا احتمال واكنش شكست پي در پي به ازاي نوترون هاي كم انرژي بيشتر مي شود. آب سنگين (D2O) يا زغال سنگ (گرافيت) به عنوان نرم كننده نوترون به كار برده مي شوند.

3- ميله هاي مهاركننده: اين ميله ها از مواد جاذب نوترون درست شده اند و وجود آنها در داخل رآكتور اتمي الزامي است و مانع افزايش ناگهاني تعداد نوترون ها در قلب رآكتور مي شوند. اگر اين ميله ها كار اصلي خود را انجام ندهند، در زماني كمتر از چند هزارم ثانيه قدرت رآكتور چند برابر شده و حالت انفجاري يا ديورژانس رآكتور پيش مي آيد. اين ميله ها مي توانند از جنس عنصر كادميم و يا بور باشند.

4- مواد خنك كننده يا انتقال دهنده انرژي حرارتي: اين مواد انرژي حاصل از شكست اورانيوم را به خارج از رآكتور انتقال داده و توربين هاي مولد برق را به حركت در مي آورند و پس از خنك شدن مجدداً به داخل رآكتور برمي گردند. البته مواد در مدار بسته و محدودي عمل مي كنند و با خارج از محيط رآكتور تماسي ندارند. اين مواد مي توانند گاز CO2 ، آب، آب سنگين، هليم گازي و يا سديم مذاب باشند.

غني سازي اورانيم

سنگ معدن اورانيوم موجود در طبيعت از دو ايزوتوپ 235 به مقدار 7/0 درصد و اورانيوم 238 به مقدار 3/99 درصد تشكيل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسيد حل كرده و بعد از تخليص فلز، اورانيوم را به صورت تركيب با اتم فلئور (F) و به صورت مولكول اورانيوم هكزا فلورايد UF6 تبديل مي كنند كه به حالت گازي است. سرعت متوسط مولكول هاي گازي با جرم مولكولي گاز نسبت عكس دارد اين پديده را گراهان در سال 1864 كشف كرد. از اين پديده كه به نام ديفوزيون گازي مشهور است براي غني سازي اورانيوم استفاده مي كنند.در عمل اورانيوم هكزا فلورايد طبيعي گازي شكل را از ستون هايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل (خلل و فرج دار) درست شده است عبور مي دهند. منافذ موجود در جسم متخلخل بايد قدري بيشتر از شعاع اتمي يعني در حدود 5/2 انگشترم (000000025/0 سانتيمتر) باشد. ضريب جداسازي متناسب با اختلاف جرم مولكول ها است.روش غني سازي اورانيوم تقريباً مطابق همين اصولي است كه در اينجا گفته شد. با وجود اين مي توان به خوبي حدس زد كه پرخرج ترين مرحله تهيه سوخت اتمي همين مرحله غني سازي ايزوتوپ ها است زيرا از هر هزاران كيلو سنگ معدن اورانيوم 140 كيلوگرم اورانيوم طبيعي به دست مي آيد كه فقط يك كيلوگرم اورانيوم 235 خالص در آن وجود دارد. براي تهيه و تغليظ اورانيوم تا حد 5 درصد حداقل 2000 برج از اجسام خلل و فرج دار با ابعاد نسبتاً بزرگ و پي درپي لازم است تا نسبت ايزوتوپ ها تا از برخي به برج ديگر به مقدار 01/0 درصد تغيير پيدا كند. در نهايت موقعي كه نسبت اورانيوم 235 به اورانيوم 238 به 5 درصد رسيد بايد براي تخليص كامل از سانتريفوژهاي بسيار قوي استفاده نمود. براي ساختن نيروگاه اتمي، اورانيوم طبيعي و يا اورانيوم غني شده بين 1 تا 5 درصد كافي است. ولي براي تهيه بمب اتمي حداقل 5 تا 6 كيلوگرم اورانيوم 235 صددرصد خالص نياز است.

عملا در صنايع نظامي از اين روش استفاده نمي شود و بمب هاي اتمي را از پلوتونيوم 239 كه سنتز و تخليص شيميايي آن بسيار ساده تر است تهيه مي كنند. عنصر اخير را در نيروگاه هاي بسيار قوي مي سازند كه تعداد نوترون هاي موجود در آنها از صدها هزار ميليارد نوترون در ثانيه در سانتيمتر مربع تجاوز مي كند. عملاً كليه بمب هاي اتمي موجود در زراد خانه هاي جهان از اين عنصر درست مي شود.روش ساخت اين عنصر در داخل نيروگاه هاي اتمي به صورت زير است: ايزوتوپ هاي اورانيوم 238 شكست پذير نيستند ولي جاذب نوترون كم انرژي (نوترون حرارتي هستند. تعدادي از نوترون هاي حاصل از شكست اورانيوم 235 را جذب مي كنند و تبديل به اورانيوم 239 مي شوند. اين ايزوتوپ از اورانيوم بسيار ناپايدار است و در كمتر از ده ساعت تمام اتم هاي به وجود آمده تخريب مي شوند. در درون هسته پايدار اورانيوم 239 يكي از نوترون ها خودبه خود به پروتون و يك الكترون تبديل مي شود.بنابراين تعداد پروتون ها يكي اضافه شده و عنصر جديد را كه 93 پروتون دارد نپتونيم مي نامند كه اين عنصر نيز ناپايدار است و يكي از نوترون هاي آن خود به خود به پروتون تبديل مي شود و در نتيجه به تعداد پروتون ها يكي اضافه شده و عنصر جديد كه 94 پروتون دارد را پلوتونيم مي نامند. اين تجربه طي چندين روز انجام مي گيرد.

 

سنگفرش هر خیابان از طلاست

سنگفرش هر خیابان از طلاست

 

 

 این کتاب، از زبان"کیم-وو-چ.نگ"، رئیس هیأت مدیره و موسس تشکیلات"دوو" می باشد که در حال حاضر، شرکت "دوو"، یکی از شرکت های صنعتی بزرگ جهان به شمار می رود.

اگر کسی دچار ناامیدی و بدبینی شود، آن جا نقطه ی پایان پیشرفت اوست. وقتی دیگران، شمارش غیرممکن ها را آغاز می کنند، من، شمارش امکانات را شروع می کنم. افرادی که به این نتیجه می رسند که "شاید نشد" یا "اگه نشه چی"، صلاحیت کسب و تجارت را ندارند. از لحظه ی آغاز باید به هر آن چه انجام می دهید، خموش بین باشید اما یک چیز هست که برای خوش بینی، ضروری ست و آن، از خودگذشتگی برای رسیدن به هدف است. مغز و شخصیت شما، هنگامی رشد می کند که از آن استفاده کنید و آن را به حرکت درآورید. خلاقیت با کار سخت و مید، افزایش می یابد. هر کسی که خود را وقف کارش کرده، هرگز شکست نخورده است."ادیسون" اغلب یک آزمایش را 200 بار یا حتی بیش تر تکرار می کرد تا این که یک اختراع را ثبت کند. او با بی تابی وصف تاپذیری، نیروی بالقوه ی نهفته ی خود را توسعه داد و یک نابغه شد.

پیشرفت کردن هم.ان فلسفه طبیعت است. تلاش بسیار کنید که هر روز باهوش تر، تیزتر و بهتر شوید. باید با دیگران دست و دلباز و با خودتان، سخت گیر باشید. هرگز از ان چه در حال حاضر دارید و به دست آورده اید، راضی نباشید. خود را برای ادامه ی زندگی ، آماده کنیئ. اگر حرکت نکنید، فلج می شوید. حفظ وضع موجود، واپس گرایی است.

ثروتمندان واقعی، افرادی هستندکه زیاد می بخشند، آنانی که هر چه در توان دارند، می بخشند. اگر چه دارایی های یک فد، کم باشد ولی با بخشش می تواند هر لحظه جزو ثروتمندان واقعی شود. ایجاد خلاقیت با مطرح کردن چند یوال درباره ی وضعیت فعلی، شروع می شود.

آیا نهایت تلاش خود را کرده ام؟

 

آیا شرایط فعلی، مطلوب است؟

روش بهتری وجود دارد؟

مهم نیست چه کاری انجام میدهم ولی دوست دارم آن را درست، کامل و بی عیب انجام دهم. ای کار برای موفقیت، بسیار ضروری ست. نهایت تلاش خود را تا انتهای کار، نه تنها مهم، بلکه ضروری و اجتناب ناپذیر می دانم. فرصت ها و تغییر ها، زاییده ی ناملایمت ها و نا مطلوب هاست. فرد خوش بین، فرصت را از بحران، بیرون می کشد. او ممکن است پیروز شود یا شکست بخورد اما از موقعیت بحران و شرایط نامطلوب، نمی هراسد. او با بحران گرفتاری، زندگی مسالمت آمیزی می کند و از آن، چیزی را می آموزد که از قبل نمی دانسته. تا هنگامی که نهایت سعی خود را می کنید، هرگز به خاطر شکست، سرزنش نمی شوید. تنها کسی سرزنش می شود که با شکست خوردن و موفق نشدن، نا امید شود. آنان که می خواهند بهترین باشند، باید نهایت تلاش خود را بکنند. اگر نهایت تلاش خود را انجام دهید، احتمال دارد که در اوج قرار نگیرید ولی خیلی به آن نزدیک می شوید. اگر فکرکنید که نمی توانید کاری را انجام دهید، مطمئن باشید که همین طور می شود. تلاش های تردیدآمیز، هیچ کس را به اوج نرسانده است. هرگز از تلاش برای مسب مقام های بالاتر، دست نمی کشم چون می فهمم برای اجتناب ازشیمانی و حسرت، تنها یک راه وجود دارد و آن، نهایت تلاش در کاری است که انجام می دهم.

"شرکت روو" و واحد مدیریت در مقایسه با شرکت های دیگر، 2 برایر کار می کند. دیگران از 9 صبح تا 5 عصر کار می کنند، شرکت ما از 5 صبح تا 9 شب، کار می کند. رشد ما را در 25 سال گذشته، معجزه می نامند. هر شرکتی و هر فردی اگر به اندازه ی ما کار می رکد، می توانست جای ما باشد. اگر کسی، 3برابر در هر روز، نسبت به شخص دیگری کار کند با درس بخواند، این فرد در هر روز به اندازه ی 3 روز آن فرد، پیشرفت می کند. البته، مهم تر از کمیت زمان، کیفیت آن است. روزها برای من، خیلی کوتاه هستند. آرزو می کردم به جای 24 ساعت، 40 ساعت در هر شبانه روز، زمان داشتم.

زندگی به اندازه ی کافی، طولانی است اگر از وقت خود به صورت موثر استفاته کنید تا کار بزرگی انجام دهید. اما اگر از وقت برای تنبلی و تفریح های بی محتوا استفاده کنید و به خاطر عامل باارزشی، تلاش و زندگی نکنید، متوجه می شوید که خیلی دیرشده و زمان کمی در اختیار دارید. زندگی به خودی خود کوتاه نیست اما با اتلاف وقت، آن را کوتاه می کنیم. زندگی به اندازه ای طولانی است که می توانید در آن ، هر کاری که بخواهید، انجام دهید. زندگی، ارزشمندتر از آن است که به امور بی ارزش بگذرد. حتی از یک لحظه ی آن هم غافل نشوید چرا که همه چیز از انباشته شدن لحظه ها ساخته می شود مانند ساخته شدن یک خانه با روی هم قرار گرفتن آجرها.

اگر کسی از راز سلامتی من سوال کند، مجبور خواهم شد که بگویم:"کار سخت". من از کارم، همه گونه انرژی می گیرم. انرژی بدنی، روحی و فکری. لذت را به کار، اضافه کنید یعنی از کاری که انجام می دهید، راضی و خوشحال باشید و بخواهید که در آن، مهارت منحصر به فردی کسب کنید و به کارتان علاقه مند باشید. آن گاه، به طور حتم، احساس شادابی و نشاط می کنید. عرق ریختن هنگام کار، بسیار لذت بخش تر از عرق ریختن در باشگاه است. کار، تفریح بزرگ من است. این راه میان بر سلامتی من است. به جز کارهایی که از لحاظ اخلاقی و مذهبی، نادرست است، هرچیز دیگری را تجربه کنید. سخت درس بخوانید، دانشجو شوید، ورزشکار شوید، هنرمند شوید، به کوه بروید، بیل زدن زمین را بیاموزید، مسافرت بروید و ... با انواع شخصیت های سالم دوست شوید. با طبقات گوناگون جامعه، در ارتباط باشید. دوستان گوناگون از ططبقه های مختلف، ثروت بزرگی است. همواره یک کتاب جیبی به همراه داشته باشید. کتاب ها تجربه های نداشته ی شما می باشند.

نصیحت مکن به کسی که کاری را آغاز کی کند این است:

.از همان ابتدا با اراده ی جدی و به سختی کار کنید. هیچچیز بدون تلاش ممتد، به دست نمی آید.

·به نوآوری های کوچک خود، اهمیت بدهید. چیزهای کوچک اطرافتان را بهتر کنید.

·برای دیگران، کار کنید و به آنان ، نفع برسانید.

·اگر به خود، اطمینان داشته باشید، هرکاری، شدنی ست. در هر مشکلی، یک راه مخفی وجود دارد که انسان های راسخ، باارادهو امیدوار، آن را پیدا می کنند.

·فرصت ها، شانس ها و نقاط عطف زندگی، بدون کار سخت و راسخ به وجود نمی آیند.

احساس می کنم هر کاری را که شروع کنم، می توان به پایان برسانم. تنها کاری که می باید می کردم، این بود که تصمیم بگیرم کاری را انجام دهم و هنگام ناامیدی ها، مشکل ها و شکست ها، فقط پایان کار مورد نظرم را تجسم کنم. هیچ چیز، غیر ممکن نیست. نداشتن استحکام اراده، باعث می شود که شما کاری را غیر ممکن تصور کنید. زندگی، درهای خود را به روی افرادی میگشاید که آن را با انرژی و قدرت بقه مبارزه می طلبند. هر چه را که می خواهید انجام دهید، در ذهن خود تجسم کنید که آن کار، انجام گرفته و هنگام ناامیدی، خستگی و بی حوصلگی، این تصور و تجسم را ادامه دهید، سپس از عقل و اراده ی خود، استفاده کنید.

اگر به یک هدف رسیدید، باید هدف بعدی را تعیین کنید باید این دیدگاه را در زندگی داشته باشید که همواره هدف ها، تمام نشدنی هستند. هرگز نباید زمانی فرا رس که فکر کنید و بگویید:"بالاخره موفق شدم" یا " به ان چه می خواستم، رسیدم" در این صورت، این احساس رضایت از توفیق حاصل شده، خطرناک ترین لحظه ی پیشرفت است. شرط زنده بودن، حرکت است و فعالیت، نشانه ی زنده بودن شماست. اگرحرکت نکنید، بی جان هستید. عدم نشانه و تحرک، به مرگ منتهی می شود.

هر چه بیش تر و سریع تر، زمین را حفر کنید، حفره ای عمیق تر و اب بیش تر و زودخنگام تری به دست می آید. همه ی ماجرای زندگی، همین است و بس.

به طور معمول وقتی در سفر هستم، از اقامت در هتل،خودداری می کنم و به جایی می روم که فقط بتوانم بخوانم. در کارخانه های دور، در اقامتگاه کارگران، اقامت می کنم تا ببینم چگون زندگی می کنند. با آنان غذا می خورم و وقت بیش تری را با کارگران می گذرانم، نه به این خاطر که از خود، فروتنی نشان دهم یا صرفه جویی مالی کنم بلکه می خواهم روحیه اصلی خود را داشته باشم. شما باید زیر سطح امکانات خود زندگی کنید. این به شما، امنیت می دهد. احساس راحتی بیش تری می کنم که در پله پایین تری نسبت به درآمدم زندگی کنم. اگر به زندگی و زرق و برق و ثروت خود ببالید و آن را با انواع وسایل و اتومبیل و خانه های مجلل به نمایش بگذارید، کار احمقانه ای کرده اید چون به این معناست که چیز دیگری برای افتخار کردن ندارید. هرگز مال خود را به متعلق به خود ندانید هرگر برای خود کار نکنید. برای بهبود زندگی افارد جامه و دنیا کار کنید و از ثروت خود به نیازمندان ببخشید. اگر چه من مدیر یک شرگت جهانی هستم اما برای من، رفاه مردم و کارآفرینی، لذت بخش است. من ازکارهایی که انجام می دهم، لذت می برم و سخت کوشی می کنم. من برای منافعم به دیگران، تا به این سن در تلاش جدی و سخت بوده ام. قبل از خودتان به نیازمندان فکر کنید و نفع آنان را به نفع شخصی خود، مقدم بدانید. آلوده ی خودپسندی، حرص و چشم و هم چشمی نباشید با ایمان به سمت مقصد فردا حرکت کنید.

من به کادرم افتخار می کنم. مشکل های کمرشکنی که او در پرورش 5 فرزند به تنهایی متحمل شد، شگفت آور بود. او به هر نحوی، مقدمه های درس خواندن ما را فراهم کرد. زندگی او، فداکاری برای فرزندانش بود. باید اعتراف کنم من به عالت تاثیری که از فداکاری مادرم گرفته بودم، فلسفه ی اساسی "شرکت دوو" را تلاش فداکارانه برای بهبود زندگی مردم نیازمند، قرار دادم.

 

 

 

www.seemorgh.com/lifestyle

منبع:مجله شادکامی و موفقیت

 

مغناطیس (Magnetic)

مغناطیس (Magnetic)

 

در سال 1878 رولاند (H.A.Rowland) در دانشگاه جان هاپکینز متوجه شد که یک جسم باردار در حال حرکت (که آزمایش او ، یک قرص باردار در حال دوران سریع بود) نیز منشاأ اثرهای مغناطیسی است. در واقع معلوم نیست که بار متحرک هم ارز جریان الکتریکی در سیم باشد.


 البته دو علم الکتریسیته و مغناطیس تا سال 1820 به موازات هم تکامل می یافت اما کشف بنیادی اورستد و سایر دانشمندان سبب شد که الکترومغناطیس به عنوان یک علم واحد مطرح شود. برای تشدید اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در سیم می‌توان را به شکل پیچه‌ای با دورهای زیاد در آورد و در آن یک هسته آهنی قرار داد. این کار را می‌توان با یک آهنربای الکتریکی بزرگ ، از نوعی که معمولا در پژوهشگاههای برای کارهای پژوهشی مربوط به مغناطیس بکار می‌رود، انجام داد.



تولد میدان مغناطیسی

 

دومین میدانی که در مبحث الکترومغناطیس ظاهر می شود، میدان مغناطیسی است. این میدانها و به عبارت دقیقتر آثار این میدانها از زمانهای بسیار قدیم ، یعنی از همان وقتی که آثار مغناطیسهای طبیعی سنگ آهنربا (Fe3O4 یا اکسید آهن III ) برای اولین بار مشاهده شد، شناخته شده‌اند. خواص شمال و جنوب یابی این ماده تاثیر مهمی بر دریانوردی و اکتشاف گذاشت با وجود این، جز در این مورد مغناطیس پدیده ای بود که کم مورد استفاده قرار می گرفت و کمتر نیز شناخته شده بود، تا اینکه در اوایل قرن نوزدهم اورستد دریافت که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید می‌کند.

این کار تواأم با کارهای بعدی گاؤس ، هنری . فاراده و دیگران نشان دادند که این شراکت واقعی بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد و این دو توأم تحت عنوان میدان الکترومغناطیسی حضور دارند. به عبارتی این میدانها به طرز جدایی ناپذیری در هم آمیخته شده‌اند.

 

حوزه عمل و گسترش میدان مغناطیسی

 

تلاش مردان عمل به توسعه ماشینهای الکتریکی ، وسایل مخابراتی و رایانه‌ها منجر شد. این وسایل که پدیده مغناطیسی در آنها دخیل است نقش بسیار مهمی در زندگی روزمره ایفا می‌کنند. با گسترش و سریع علوم از اعتبار این علوم اولیه کاسته نمی‌شود و همیشه سازگاری خود را با کشفیات جدید حفظ می‌کند.

 

 

 

 

مغناطیسهای طبیعی و مصنوعی

 

بعضی از سنگهای آهن یاد شده در طبیعت خاصیت جذب اشیای آهنی کوچک ، مانند براده‌ها یا میخهای مجاور خود را دارند. اگر تکه‌ای از چنین سنگی را از ریسمانی بیاویزیم ، خودش را طوری قرار می‌دهد که راستایش از شمال به جنوب باشد، تکه‌های چنین سنگهایی به آهنربا یا مغناطیس معروف است.

یک تکه آهن یا فولاد با قرار گرفتن رد مجاورت آهنربا ، آهنربا یا مغناطیده می‌شود، یعنی توانایی جذب اشیای آهنی را کسب می‌کند. خواص مغناطیسی این تکه آهن یا فولاد هر چه به آهنربا نزدیکتر باشد، قویتر است. وقتی که تکه‌ای از آهن و آهنربا با یکدیگر تماس پیدا کنند ، مغناطش یا آهنربا شدگی به مقدار ماکزیمم (میخ آهنی که به آهنربا نزدیک شود خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند و براده‌های آهنربا را جذب می‌کند) می‌باشد.

 

هنگامی که آهنربا دور شود، تکه آهن یا فولاد که توسط آهنربا شده‌اند بخش زیادی از خواص مغناطیسی بدست آورده را از دست می‌دهند، ولی باز هم تا حدی آهنربا می‌مانند. از اینرو به آهنربای مصنوعی تبدیل می‌شوند و همان خواص آهنربای طبیعی را دارد. این پدیده را می‌توان با آزمایش ساده‌ای به اثبات رسانید. خاصیت آهنربایی که به هنگام تماس تکه آهن با آ‌هنربا پیدا می‌شود بر خلاف مغناطش بازمانده که با دور شدن آهن ربا باقی می‌ماند، مغناطش موقت نامیده می‌شود. آزمایشهایی از این نوع نشان می‌دهد که مغناطش بازمانده خیلی ضعیفتر از مغناطش موقت است، مثلا در آهن نرم فقط کسر کوچکی از آن است.

 

هم مغناطش موقت و هم مغناطش بازمانده برای درجات مختلف آهن و فولاد متفاوت است. مغناطش موقت آهن نرم و آهن تابکاری شده از آهن نرم و فولاد تابکاری نشده به مقدار زیادی قویتر است. بر عکس مانده مغناطش فولاد ، به ویژه درجاتی از آن که شامل مثلا آمیزه کبالت است، خیلی قویتر از مغناطش باز مانده در آهن نرم است. در نتیجه ، اگر دو میله یکسان ، یکی ساخته شده از آهن نرم و دیگری از فولاد را اختیار کنیم و آنها را در مجاورت آهنربای یکسانی قرار دهیم ، میله آهن نرم قویتر از فولاد آهنربا می‌شود.

ولی اگر آهنربا را دور کنیم، میله آهن نرم تقریبا بطور کلی مغناطیده می‌شود، در حالیکه میله فولاد مقدار قابل توجهی از خاصیت آهنربایی اولیه خود را حفظ می کند. در نتیجه ، آهنربای دائمی از میله فولادی از میله آهنی خیلی قویتر است. به این دلیل آهنرباهای دائمی را از درجات خاصی از فولاد درست می‌کنند نه از آهن.

آهنرباهای مصنوعی که بطور ساده با قرار دادن تکه‌ای فولاد در نزدیکی یک آهنربا یا با تماس با آن بدست آمده نسبتا ضعیف هستند. آهنرباهای قویتر را با مالیدن تیغه فولادی با آهنربا در یک جهت بدست می‌آورند. البته در این حالت نیز آهنرباهایی که بدست می‌آید که از آهنربایی که مغناطش به توسط آن انجام شده است، ضعیفتر است. هر نوع ضربه یا تکانی در طول مغناطش عمل را آسانتر می‌کند. برعکس تماس دادن آهنربای دائمی با تغییر ناگهانی و زیاد دمای آن ممکن است باعث وامغناطش آن شود.

 

وامغناطش بازمانده نه تنها به ماده بلکه به شکل جسمی که آهنربا می‌شود نیز بستگی دارد. میله‌های نسبتا کوتاه و کلفت از آهن نرم بعد از دور شدن آهنربا تقریبا به کلی خاصیت آهنربایی را از دست می‌دهند. با وجود این ، اگر همین آهن را برای ساختن سیمی به طول 300 تا 500 برابر قطر آن بکار بریم، این سیم (ناپیچیده) خاصیت مغناطیسی خود را به مقدار زیادی حفظ خواهد کرد.

 

 

حرکت پرتابه در متیمتیکا

Cear[x,v,t,a1,a2,f1,f2

S=Dsolve[{x''[t]Š-x'[t]-x'[t]^2,y''[t]Š-y'[t]+y'[t]^2,z''[t]Š-z'[t]-z'[t]^2-g,x[0]Š0,y[0]Š0,z[0]Š0,x'[0]Švx0,y'[0]Švy0,z'[0]Švz0},{x[t],y[t],z[t]},t]

D=Solve[{5050*t^2+(5-(Sin[f])*Cos[a])*t+1Š0,50.55*t-Cos[f]Š0,49.50*t+Sin[f]*Sin[a]Š0/.s,},{t,f,a}]

V={vxo®100,vy0®100,vz0®100,g®10};

ListPlot[Evaluate[{x[t],y[t],z[t]}/.s/.v],{t,0,1},Frame®True,FrameLabel®{"x[t]","y[t]","z[t]"},RotateLabel®False]